اماكن گردشگري و تاريخي

زابل
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
    لحن يا سبك اين مقاله بازتاب‌دهندهٔ لحن دانشنامه‌اي استفاده‌شده در ويكي‌پديا نيست. لطفاً كلمات ستايش‌گونه و غير ادبي و عبارت‌هاي نادانشنامه‌اي را بزداييد. براي راهنمايي بيشتر راهنماي نوشتن مقاله‌هاي بهتر و لحن بي‌طرف را ببينيد.
    براي تأييدپذيري كامل اين مقاله به منابع بيشتري نياز است. لطفاً با توجه به شيوهٔ ويكي‌پديا براي ارجاع به منابع با ارايهٔ منابع معتبر اين مقاله را بهبود بخشيد. مطالب بي‌منبع را مي‌توان به چالش كشيد و حذف كرد.
زابل
زابل
Zabol Yaqub Leith-SQ.jpg
كشور      ايران
استان     سيستان و بلوچستان
شهرستان     زابل
بخش     مركزي
نام(هاي) ديگر     سكستان، سجستان، نيمروز،
[نيازمند منبع] و سيوستان و زرنج[نيازمند منبع]،
زرنيگا
نام(هاي) قديمي     حسين‌آباد
سال شهرشدن     ۱۳۱۶ خ.
مردم
جمعيت     ۱۳۷٬۷۲۲ نفر در سال ۱۳۹۰[۱]
جغرافياي طبيعي
ارتفاع از سطح دريا     ۴۸۰ متر
آب‌وهوا
ميانگين بارش سالانه     ۷۴
روزهاي يخبندان سالانه     ۱۷
اطلاعات شهري
ره‌آورد     كلوچه واچارسيستاني و كشك زرد
تابلوي خوش‌آمد به شهر
زابل بر ايران واقع شده‌است
زابل
روي نقشه ايران
۳۱.۰۲۹۷° شمالي ۶۱.۴۹۷۸° شرقيمختصات: ۳۱.۰۲۹۷° شمالي ۶۱.۴۹۷۸° شرقي

زابُل، دربارهٔ اين پرونده تلفظ راهنما·اطلاعات يكي از شهرهاي ايران در استان سيستان و بلوچستان است. اين شهر مركز شهرستان زابل است. فرمانداري زابل در سال ۱۳۹۲ به فرمانداري ويژه و معاونت استانداري ارتقاء يافت. زابل (زابلستان) در قديم (سگستان يا سجستان (سيستان) و نيمروز ناميده مي‌شد. محلي كه امروز زابل ناميده مي‌شود در گذشته زمين‌هايي با تپه‌هايي از سبزه زارها و رسوبات دريايي بوده[نيازمند منبع] كه قسمتي ازآن در مسير رودخانه هيرمند قرار داشته‌است. با كم شدن آب رودخانه بر وسعت خشكي‌هاي اطراف آن افزوده شد و با اتصال اين منطقه به روستاي حسين‌آباد، آبادي بزرگي تشكيل گرديده‌است. بعدها تأسيس پادگان نظامي بر اهميت آن افزوده‌است. در سال ۱۳۱۴ هجري شمسي بر طبق مصوبه هيئت وزيران، آن آبادي را زابل ناميدند و در سال ۱۳۱۶ خورشيدي به مركز سيستان تبديل شد. زابل بيشتر آثار تاريخي و باستاني را در استان به خود اختصاص داده است[نيازمند منبع] -يكي از پربارترين اين آثار شهر سوخته با تمدن چندين هزار ساله در ۷۰ كيلومتري زابل واقع شده است

محتويات

    ۱ تاريخچه
    ۲ جمعيت نيروي انساني
        ۲.۱ جمعيت
    ۳ اماكن گردشگري و تاريخي
    ۴ صنايع دستي
    ۵ تربيت بدني
    ۶ امور توليدي و اقتصادي
        ۶.۱ منابع آب و خاك
        ۶.۲ كشاورزي، منابع طبيعي و دامپروري
        ۶.۳ جنگل و مرتع
    ۷ صنعت و معدن
    ۸ شخصيت‌هاي برجسته
    ۹ پيوند به بيرون
    ۱۰ منابع

تاريخچه

شهرستان زابل در قديم سيستان و نيمروز و... خوانده مي‌شد. محلي كه امروز زابل ناميده مي‌شود بيش ازآن زمين‌هايي با تپه‌هايي از رسوبات دريايي بود كه قسمتي از آن درمسير رودخانه قرار داشت با كم شدن آب رودخانه بر وسعت خشكي‌هاي اطراف آن افزوده شد و بااتصال اين منطقه به روستاي حسين‌آباد، آبادي بزرگي تشكيل گرديد. بعدها تأسيس پادگان نظامي براهميت آن افزود. در سال ۱۳۱۴ شمسي طبق تصويب‌نامه هيئت وزيران، آن آبادي را زابل ناميدند و در سال ۱۳۱۶ شمسي به مركز سيستان تبديل شد. از ارتفاعات مهم اين شهرستان كوه خواجه و قلعه رستم است كه درغرب زابل قرار دارد. در فراز اين كوه تصويري از رستم پهلوان كه گرزي دو سر دردست دارد، نقش بسته‌است. در دامنه‌هاي جنوبي آن نيز ويرانه‌هاي بناهاي منسوب به دوره اشكانيان به جا مانده كه در زمان خود بسيار با شكوه بوده‌است. زابل امروزي شهري به نسبت توسعه يافته و مجهز به انواع خدمات مورد نياز جامعه شهري است.
جمعيت نيروي انساني
جمعيت

جمعيت اين شهر بر پايه آمار سرشماري سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۳۰٬۶۴۲ نفر است.[۲]
مجسمهٔ يعقوب ليث از ديدني‌هاي زابل
اماكن گردشگري و تاريخي
آتشكده كركويه • تخت عدالت • كوه خواجه • قلعه سام • سه كوهه • شهر سوخته • دهانه غلامان • قلعه رامرود • قلعه مچي • قلعه تپه • قلعه رستم • قلعه كهك كهزاد • چاه نيمه • آرامگاه خواجه غلطان • زيارتگاه بي‌بي دوست • ارگ خان ملك كياني •

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۳:۴۱ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

جاذبه‌هاي گردشگري

چهارباغ (البرز)
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
چهارباغ
كشور      ايران
استان     البرز
شهرستان     ساوجبلاغ
بخش     چهارباغ
سال شهرشدن     ۱۳۸۴
مردم
جمعيت     ۸۵۰۰۰نفر
جغرافياي طبيعي
مساحت     ۵۷۷۲ هكتار
ارتفاع از سطح دريا     ۱۲۳۱ متر
آب‌وهوا
ميانگين بارش سالانه     شمارروزهاي‌يخبندان=
اطلاعات شهري
شهردار     مهندس رنجي
پيش‌شماره تلفني     ۰۲۶
وبگاه     شهرداري چهارباغ
تابلوي خوش‌آمد به شهر
چهارباغ بر ايران واقع شده‌است
چهارباغ
روي نقشه ايران
۳۵.۸۳۶۹° شمالي ۵۰.۸۴۶۷° شرقيمختصات: ۳۵.۸۳۶۹° شمالي ۵۰.۸۴۶۷° شرقي

چَهارباغ شهري است در استان البرز ايران. اين شهر در بخش چهارباغ از توابع شهرستان ساوجبلاغ قرار دارد.

جمعيت چهار باغ در سال ۱۳۸۵، برابر با ۵۶۱۸ نفر بوده‌است.[۱] ولي با پيوستن دو روستاي پرجمعيت مهدي‌آباد و ملك‌آباد (دو روستا با ۴۰هزار نفر جمعيت) به اين شهر در سال ۱۳۸۷ و مهاجرپذيري جمعيت آن به حدود ۶۵ هزار نفر رسيد.

شهر چهار باغ از شمال محدود به اتوبان تهران- قزوين از شمال شرقي محدود به خيابان صنعتكاران (مرز مشترك با كمالشهر كرج) از سمت جنوب شرقي به خط راه آهن و جاده قزلحصار و از سمت جنوب محدود به دكل‌هاي فشار قوي انتهاي چهارباغ و از سمت جنوب غرب محدود به خيابان خراسان (روستايقوهه) و خط راه آهن و از سمت شمال غرب محدود به خيابان تك‌ماكارون (مرز مشترك با بخش مركزي) مي‌باشد.[۲]

اين شهر از ارتقاي روستاي چهاردانگه به شهر (در نيمه اول سال ۸۴) و الحاق دو روستاي مهدي‌آباد و ملك‌آباد (تيرماه ۱۳۸۶)، تأسيس شده‌است و شهرداري آن از تاريخ ۲۳ مرداد ماه سال ۱۳۸۴ آغاز به كار نموده‌است.

ادارات چهارباغ

هم‌اينك دفتر امام جمعه و دفتر نماينده مجلس ادارات شهرداري، بخشداري، شوراي اسلامي شهر وبخش وارشاد و تبليغات اسلامي، گاز آب، برق، مخابرات، دفتر پستي، كلانتري، پليس راه در چهارباغ فعاليت دارند.[۲]

فاصله بين مهدي‌آباد تا مركز شهر چهارباغ حدود ۱۰كيلومتر است و ملك‌آباد نيز حدود پنج كيلومتر با مركز شهر فاصله دارد. چهارباغ از جمله شهرهايي است كه بين مناطق شهري آن زمين‌هاي كشاورزي و باغي فراواني وجود دارد. بخش زيادي از اراضي حريم بافت شهري چهارباغ به كشت محصولات كشاورزي، سبزي و باغات ميوه اختصاص دارد و سالانه مقادير قابل توجهي محصول در منطقه برداشت مي‌شود.[۳]

طرح مطالعاتي ساخت شهرك صنعتي چهارباغ در زميني به مساحت ۸۰۰هكتار در سال ۱۳۸۶ آغاز شد.[۴]

شهرك الهيه و دهكده ورزشي از محلات و روستاهاي چهارباغ هستند.[۱] وجود اراضي مزروعي با تنوع كشت انواع محصولات كشاورزي (صيفي جات) با وسعت ۱۵۰۰ هكتار وهمچنين وجود باغات ميوه وبه ويژه فعاليت تعداد كثيري گلخانه‌هاي توليدكننده گل‌هاي زينتي و ساير محصولات كه موجب گرديده‌اند اين شهر تحت عنوان قطب گل و گياه استان مطرح گردد. و چهارباغ مهد پرورش گلهاي پامچال بوده كه حتي به خيلي از كشورهاي خارجي صادر مي‌شود

باغ پرندگان چهارباغ از جمله نقاط ديدني است كه صدها گونه پرنده ناياب را در خود جاي داده است
پيوند به بيرون
    ويكي‌سفر يك راهنماي سفر براي چهارباغ (البرز) دارد.

پايگاه اطلاع‌رساني شهرداري چهارباغ پرتال خبري شوراي اسلامي شهر چهارباغ
منابع

«سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال ۱۳۸۵، جمعيت تا سطح آبادي‌ها بر حسب سواد» ‎(فارسي)‎. مركز آمار ايران، ۱۳۸۵. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۲.
وب گاه شهرداري چهارباغ، بازديد: اكتبر ۲۰۰۸.
شبكه اطلاع‌رساني ساختمان ايران، بازديد: اكتبر ۲۰۰۸.

    تفاهم، بازديد: اكتبر ۲۰۰۸.

    مختصات و ارتفاع

[نهفتن]

    ن ب و

استان البرز
مركز     

    كرج

    
موقعيت استان البرز در ايران

كرج.
شهرستان‌ها     

    اشتهارد ساوجبلاغ طالقان كرج نظرآباد فرديس

شهرها     

    آسارا اشتهارد تنكمان چهارباغ شهر جديد هشتگرد طالقان كرج كمال‌شهر كوهسار گرمدره گلسار ماهدشت محمدشهر مشكين‌دشت نظرآباد هشتگرد

جاذبه‌هاي گردشگري     

    قلعه احمدآباد (مصدق) كاخ سليمانيه كاخ شمس كاروانسراي شاه‌عباسي جاده چالوس

جمعيت شهرهاي استان البرز
نشان خرد     اين يك مقالهٔ خرد پيرامون يك مكان جغرافيايي است. با گسترش آن به ويكي‌پديا كمك كنيد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۲:۱۲ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

شهر ار كواز

شهراركواز از شمال وشمال شرقي و مشرق به دامنه كبير كوه از جنوب وجنوب شرقي به كوه بيوره واز جنوب غربي به كوه كلك محدود مي‌شود منظره شهر به صورت دره وسيع سرسبز باپستي و بلنديهاي است كه ساختمانها ومحلات آن بين فضاي سبز ودردامنه‌ها وكنار جويبارها بين رشته كوه‌هاي يادشده جلب توجه مي‌كند كبير كوه باارتفاع نسبتاً بيشتر از دورشته كوه ديگر باخط الراس شكسته وخشن، جبهه شمالي شهر رامي پوشاند ودامنه طبيعي آن پوشيده از بوته‌هاي خار و رُستني‌ها با شيب گاهي تند و گاه آرام به طرف شهر كشيده شده است. در منتهي‌اليه اين دامنه سرانجام شهراركواز نمايان مي‌شود كه درشرق وغرب نيز باكوهپايه‌هاي كوتاهتر احاطه شده است. اركواز ملكشاهي در ميان دو رشته ارتفاعات كبيركوه و چهارزبر قرار گرفته و قبلاً يكي از غني‌ترين زيستگاه‌هاي وحش بوده و مراتعي پربار داشته‌است بر همين مبنا شكار در ميان جوانان فراگير بوده و بعداً پرورش دامها جايگزين آن گرديده‌است، بنابراين كارد (بگده) و سلاح گرم عموماً يك وسيله لازم، كه هنوز هم در ميان ايل سلاح از احترام خاصي برخوردار بوده و هست.

شهراركواز ملكشاهي درقسمت جنوب شرقي شهرستان ايلام واقع و باوسعتي بالغ بر۲۸۴ هكتار وآب وهواي مطبوع كوهستاني است.[۱۵]
رودخانه‌ها

اركواز دو رودخانه فصلي دارد. رودخانه پيرمحمد (گاوي) كه از كبير كوه سرچشمه مي‌گيرد و از ميان شهر مي‌گذرد. رودخانه پالشك آب نيز از جنوب شهر عبور مي‌كند.[۱۶]
آب و هوا

آب و هواي شهر اركواز ملكشاهي معتدل نيمه مرطوب (اقليم مديترانه‌اي) كه داراي زمستاني ملايم و مرطوب و تابستاني نه چندان گرم ولي خشك است.[۱۷] متوسط ميزان بارندگي شهر اركواز همچون شهر ايلام در سال، حدود ۵۰۰ ميلي‌متر است.[۱۸]
مردم

مردم اين شهر از كردها هستند.[۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳]
زبان

زبان مردم ملكشاهي كردي[۲۴][۲۵][۲۶] [۲۷]و لهجه ملكشاهي است كه به علت عدم استفاده از لغات بيگانه همچنان اين زبان اصيل و پايدار باقي‌مانده‌است. زبان مردم ملكشاهي زير شاخه‌اي از كردي جنوبي مي‌باشد.[۲۸] در بسياري از واژه‌هاي اين گويش مي‌توان اثري از گويش پهلوي اشكاني و پهلوي ساساني مشاهده نمود. عليرضا اسدي در كتاب خود چنين مي‌آورد: «از مقايسهٔ واژگان ايراني ميانه (پهلوي اشكاني و پهلوي ساساني) با واژگان كردي ايلامي [ملكشاهي] به اين نتيجه مي‌توان رسيد كه بسياري از واژگان پهلوي اشكاني وساساني با اين واژگان كردي هم ريشه‌اند. اين هم آوايي در بسياري از افعال، مفاهيم سياسي، ديني، اجتماعي، مشاغل، اسامي خاص، اسامي عام و حتي اصطلاحات عاميانه ديده مي‌شود»[۲۹]
قوميت

ايل ملكشاهي به دو قسمت چمزي و گچي تقسيم‌بندي مي‌شود و هركدام داراي چندين طايفه است.

ملكشاهي چمزي: ۱- خميس ۲- روسگه (رستم بگ) ۳- نظربگ (نقي) ۴- كاظم بگ ۵- خداداد ۶- ملگه ۷- شكربگ ۸- حسين بگ ۹- كلگه ۱۰- خرزينوند ۱۱- قيطولي ۱۲- گلان ۱۳- كله وند ۱۴- كينيانه ۱۵- خليل وند ۱۶- كناري وند ۱۷- گراوندي ۱۸- سرايلوند ۱۹- شه مير (شيره مير) ۲۰- كل كل ۲۱- باباهاي پيرمحمد ۲۲- كوگر ۲۳- سيه گه ۲۴- جمعه ۲۵- حمانه و كول

ملكشاهي گچي: ۲۶- رسولوند ۲۷- باولگ ۲۸- خيرشه ۲۹- كوكي ۳۰- دوقرصه ۳۱- قيطول وحلاج ۳۲- خلف مهر ۳۳- قطره سيه ۳۴- سيرانه[۳۰][۳۱]
مذهب

دين مردم ملكشاهي اسلام و مذهب آنان شيعه اثني عشري است.
تجارت
جمعيت
فرهنگ

ايرج افشار سيستاني خصلت‌هاي آنان را اينچنين بيان كرده‌است: "مردم ايل ملكشاهي صادق، ساده، متدين، سلحشور، باگذشت و مهمان نوازند ودر عين حال تندخو، كم حوصله و جنگاورند. حس وطن دوستي مردم ملكشاهي براي همه و مخصوصأ مردمان استان ايلام شناخته شده‌است. نمونه‌اي از حس وطن دوستي ملكشاهيان صحنه‌هاي جاودانه و به ياد ماندني جنگ تحميلي است كه دليرمردان اين خطهٔ خونگرم با توكل بر خداوند سبحان با سلاحهاييكه اغلب نيمه خودكار بودند همراه با جوانان رشيد و متعهد ايلات ديگر استان همچون خزل - شوهان - دهبالايي و... توانستند در برابر ارتش تا بن دندان مسلح دشمن بعثي صف آرايي و آنان را شكست داده و از سرزمين خود دفاع كنند دشمن پس از آگاهي از قدرت آنان توسط جنگنده بمب افكن‌هاي خود شهر اركواز ملكشاهي و... را آماج بمب و راكت قرار داد.

شعر درميان مردم ملكشاهي رواج بسياري دارد بطوريكه شاعران بسياري دراين ايل به پا خاسته‌اند البته لازم است ذكر شود كه اين شاعران ذاتي و خدادادي شاعربودند كه از جمله آنان مي‌توان به زنده يادان حاتم عباسي، ولد چتر بسر، جمشيد بگ، سليم ديواشي اشاره كرد.[۳۲]نمونه اشعاري كه در گذشته راجع به((پهلوان موسي خميس گرزدين وند)) پهلوان نامدار ملكشاهي سروده شده است:
موساي دلاوه ر دياري وه خاتِر         په له واني بو ده ده رگاي قاجر
په له وان ده ربار شاهنشاي قاجار         چنگ خسه ل گيانِ هه جور كه فتار
په له وان موسي وه زيه م و زيخاو         كوتايه زمين كرده سه د تيكاو
په له وان ده ربار شاهنشاي قاجار         بو وه سه ردار ده سپاه قاجار
يه ل گرز دين وه ند رسته م ثاني         كرد و خوله كو سپاه عوثماني

نمونه اشعاري كه در گذشته راجع به قيام ((شاه‌محمد ياري از طايفه نقي كه به مخالفت با رضاخان پهلوي برخاست)) در عصر رضاشاه سروده شده در زير مي‌آيد:
شامحمد چو شير ده فير فه ت بو         هزار نيروي ئاماده خط بو
كي چو شامگه ده تاريخ نام برد؟         ده سپاي ميرپنج له شكر كه شي كرد؟
شامگهٔ نقي ده و ده سه شيره يل         حه يف تا سر نه ما ده ور ده ليره يل
ده ور ده ليره يل حه يف نه ما تا سر         شامگه نقي ده ته خت مه مبه ر
شاهي شامگه چو نادر ئه فشار         سه فته ده تاريخ سه د ده ور روژگار

شاعر معاصر لرستاني غلامعباس رياحي اشعاري را در مدح ايل بزرگ ملكشاهي به چاپ رسانده است:
كنون خوانمت من زايلي دلير         كه دارم ملك شاهي اش نام وير
دلير و نژاده به ايران زمين         نشيمن به سنندج، ايلام، عراقش چنين
همه گُرد و رزمي، دلير، با نژاد         چنين مردمي كم ندارم به ياد
كنون گويم از بخش بندي به ايل         كه دشمن كشيدند، همه‌شان به ميل
نخست طايفه آيد و پس بنه مال و مال         سراني كه به تاريخ ندارند هَمال
بزرگي كه ايلش كند فرّهي         كه حاجي فرامرز و كنيه اش بود اسدي
طوايف كه خوانم من از نام آن         همه مهربان؛ سربلند در جهان
خَميس و رسول وند، نقي و گُلان         در آنجا فراوان بود پهلوان
خليل وند و روسگه، خلف مهر شاد         كه ميهمان نوازند و بر دوست ياد
دوبگ دارد آن قوم در اين دو بين         يكي كاظم و آن دگر هم حسين
زقيطول و كَلوند و باولگ گُرد         زچه؛ كس چو نامي از اينها نبرد؟
سپس كل كل و قطره سيه آيدش         بلندي ايران زآن بايدش
چو كوكي و خيرشه برم نامشان         خداوند، جانم نگهدارشان
شكربگ، سپس هم علي را نظر         كه بودند همه در پي صد خطر
دو قرصه، كناري وند دل پاك و جان         همه گفتمي از دلير مردمان

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۵:۰۵ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

آزادشهر از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد آزادشهر شاه پسند كشور ايران استان گلستان شهرستان آزادشهر بخش مركزي نام(هاي) ديگر قره تكن، شاه پسند نام(هاي) قديمي شاه پسند سال شهرشدن ۱۳۴۱ مردم جمعيت ۳۹٬۹۷۹ نفر سال ۱۳۹۰[۱] رشد جمعيت ۱/۹درصد[۱] جغرافياي طبيعي مساحت ۸۹۲/۴۷كيلومتر مربع ارتفاع از سطح دريا ۱۵۰متر آب‌وهوا ميانگين دماي سالانه ۱۷/۷ ميانگين بارش سالانه ۶۰۰ اطلاعات شهري شهردار آقاي مهدي جعفري رامياني پيش‌شماره تلفني ۰۱۷ شناسهٔ ملي خودرو ايران ص ۶۹ تابلوي خوش‌آمد به شهر آزادشهر بر ايران واقع شده‌است آزادشهر روي نقشه ايران ۳۷.۰۸۳۱° شمالي ۵۵.۰۸۳۳° شرقيمختصات: ۳۷.۰۸۳۱° شمالي ۵۵.۰۸۳۳° شرقي آزادشهر شهري است در استان گلستان ايران. اين شهر مركز شهرستان آزادشهر اين استان است. جمعيت شهرستان آزادشهر در سال ۱۳۹۰، برابر با ۹۱۷۶۷ نفر بوده‌است.[۳] جمعيت شهر آزادشهر در سال ۱۳۹۰، برابر با ۵۰٬۳۷۴ نفر بوده‌است. از مراكز گردشگري و باستاني اين شهرستان مي‌توان بقعهٔ امامزاده محمد بن زيد (آق امام)، پارك جنگلي و پارك زيتون تپه را نام برد. محتويات ۱ ريشه‌هاي تاريخي شاه پسند در تاريخ معاصر ۲ دلايل نامگذاري شاه پسند ۳ علت نامگذاري شاه پسند ۴ شاه پسند نام يك گل (verbena) ۵ به دليل حضور رضا شاه در شاه پسند ۶ ريشه شاه پسند در تاريخ معاصر ۷ تاريخچه سينما آسيا (بهمن) آزادشهر ۸ فرآورده‌ها ۹ موقعيت ۱۰ مراكز آموزشي آزادشهر ۱۱ منابع ريشه‌هاي تاريخي شاه پسند در تاريخ معاصر دشت شاه پسند در گذر سده‌ها و هزارهاي گذشته محل استقرار گروه‌ها و اقوام مختلفي بوده است كه آثار و بقاياي آنها به صورت پراكنده و در قالب مكان‌هاي باستاني همچنان وجود داردو حكايتگر دوره‌هاي مختلفي از يكجانشيني و شهرنشيني مي‌باشد. اين مراكز سكونت گاهي و اجنماعي بنا به شرايط مختلف زماني و رويدادهاي ناگوار و خشونت بار مانند: جنگ، قتل و غارت بارها نابود شده و دوباره بخاطر پديد آمدن دوره‌هاي از صلح و آرامش برقرار گرديده است؛ و جود ده‌ها تپه باستاني كه نمايانگر قلعه‌ها و دژهاي نظامي و آبادي‌هاي مهم هستند و نيز وجود گور دخمه‌ها، كوره‌هاي سفال‌گري و قنات‌ها و ساير اشيا و آثار و حدس و گمان باستان شناسان و تاريخ پژوهان نشانگر وجود شهرهاي مهم تا دوره اشكانيان و حتي ساسانيان در منطقه مي‌باشد. پديده شكل گيري آبادي‌ها و شهرها در دشت شاه پسند همانند ساير مناطق دشت گرگان و سپس ويراني و نابودي آنها در تمام دوران اسلامي ادامه داشت نمونه بارز آن تخريب و زوال شهرهايي مانند: دشت حلقه و جرجان (گنبد فعلي) و آبادي‌ها و غصبات اطراف آنها بدست هلاكو خان مغول است. در عصر صفويه دوره ايي از اثبات و آرامش نسبي برقرار گرديد و براي چندمين بار مردمان گريزان از ناامني‌ها و چپاول براي استقرار و سكونت بسوي دشت‌ها سرازير شدند و روستاها و شهرهايي ايجاد نمودند. نام شاه پسند يا شاه فسند نخستين بار در عصر صفوي شنيده مي‌شود و بيانگر آن است كه نامگذاري مجدد آن در زمان رضا شاه همراه با آگاهي تاريخي بوده و صرفاً به تكيه به برخي روايت‌ها و داستان‌هاي غير مستند اقدام نشده است. بر اساس مدارك مكتوب تاريخي آزادشهر در دوره صفويه به شاه فسند معروف بوده همچنين در وقفنامه خواجه مظفرالدين بتكچي به تاريخ ۹۰۹هجري قمري شاه فسند در حوزه كبود جامه معرفي مي‌گردد. در تاريخ معاصر از پايان عصر صفوي تا حضور رضا شاه و حضور دوباره مردم در دشت شاه پسند دوره ايي از بي‌ثباتي، ناامني، چپاول و رقابت‌هاي خشونت بار ميان تركمن‌ها و مردمان بومي صورت مي‌پذيرفت و براي چندمين بار روستا نشيني و شهرنشيني در پهن دشت گرگان و همچنين شاه پسند دچار ضعف و بحران و انحطاط مي‌گردد.[۴] دلايل نامگذاري شاه پسند در سال ۱۳۴۲ خورشيدي و در عهد سلطنت محمد رضا شاه، سنگ بناي شهرداري آزادشهر گذاشته شدو داراي شهرداري مستقل گرديد. با توجه به آنكه مردم از سالها پيش اين مكان را شاه پسند مي‌ناميدند ازاينرو در دفاتر رسمي و ديواني اسناد دولتي و تقسيمات كشوري نيز نام شاه پسند را انتخاب گرديد و از آن پس رسماً با عنوان شهرداري شاه پسند آغاز به كار كرد. علت نامگذاري شاه پسند ۱-وجود يك گياه يا گل بنام شاه پسند ۲- به دليل حضور رضا شاه در شاه پسند ۳- ريشه تاريخي شاه پسند در تاريخ معاصر شاه پسند نام يك گل (verbena) گل شاه پسند يك سرده از تيره شاه پسنديان است و شامل ۲۵۰ گونه از گياهان فصلي و دائمي و يا گل‌هاي نيمه چوبي است كه داراي خواص دارويي مي‌باشد. اين گياه بومي اروپا و آمريكا مي‌باشد كه در شرايط طبيعي و آب و هوايي خزري از جمله منطقه آزادشهر رشد مي‌كند و در بهار و تابستان و پاييز گل مي‌دهد. تعداد انگشت شماري اين فرضيه را مطرح مي‌كنند كه شايد علت نامگذاري شاه پسند به دليل رويش اين گياه بوده است البته اين فرضيه قابل پذيرش نيست. زيرا اين گل بومي اروپا و آمريكا بوده و بعدها بعنوان گل تزييني وارد ايران شده است همچنين سند معتبري وجود ندارد كه اين گياه در دشت شاه پسند مي‌روييده است. به دليل حضور رضا شاه در شاه پسند از سال ۱۳۰۷تا ۱۳۱۷ خورشيدي رضا شاه ۱۲ بار به استرآباد آمده و در كاخ موزه گرگان اسكان داشته است. او در سال ۱۳۱۳ خورشيدي از منطقه و شهر راميان بازديد داشته است در يكي از سفرها به خاطر نظارت بر عمليات راه‌سازي شاه پسند خوش ييلاق وارد دشت شاه پسند شده و ساعاتي در اين مكان توقف مي نمايدداستان‌هاي گوناگوني بيان مي‌شود كه نام شاه پسند به ميمنت و مباركي حضور رضا شاه در منطقه و تعريف و تمجيد وي از موقعيت مكاني و طبيعي آن نام گذاري كرده‌اند. ظاهراً رضا شاه دربارهٔ مستعد بودن منطقهبراي كشاورزي و اهميت راه‌هاي ارتباطي شاه پسند تاكييد كرده و ساخت منازل جديد و استفاده از مصالح مقاوم و انتقال كوه نشينان و مهاجران به شاه پسند توصيه نيز داشته است. اغلب افراد كهنسال و قديمي دليل نامگذاري شاه پسند را صرفاً حضور شخص رضا شاه عنوان كرده انداما مدرك معتبر، نوشته مستند و قابل اعتنايي در اين باره بدست نيامده است. ريشه شاه پسند در تاريخ معاصر به نظر مي‌رسد مستندترين اخباري كه مي‌توان دربارهٔ مبنا و ملاك نامگذاري شاه پسند در زمان شكل گيري و حتي در روزهاي تأسيس شهرداري مورد توجه قرار داداستناد به سايت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و همچنين وجود وقفنامهٔ سال۹۰۷هجري مظفرالدين بتكچي به رشته تقرير درآمده است. با توجه به وجود يك آبادي و روستا تا اواخر دوره صفويه به نام شاه فسند محتمل است كه شخص شاه يا دولت وي به اين پيشينه آگاه بوده و از ميان پراكندگي نامهاي محلي نام شاه پسند را براي اين مكان تاريخي برگزيده‌اند.

آزادشهر
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
آزادشهر
شاه پسند
كشور      ايران
استان     گلستان
شهرستان     آزادشهر
بخش     مركزي
نام(هاي) ديگر     قره تكن، شاه پسند
نام(هاي) قديمي     شاه پسند
سال شهرشدن     ۱۳۴۱
مردم
جمعيت     ۳۹٬۹۷۹ نفر سال ۱۳۹۰[۱]
رشد جمعيت     ۱/۹درصد[۱]
جغرافياي طبيعي
مساحت     ۸۹۲/۴۷كيلومتر مربع
ارتفاع از سطح دريا     ۱۵۰متر
آب‌وهوا
ميانگين دماي سالانه     ۱۷/۷
ميانگين بارش سالانه     ۶۰۰
اطلاعات شهري
شهردار     آقاي مهدي جعفري رامياني
پيش‌شماره تلفني     ۰۱۷
شناسهٔ ملي خودرو      ايران ص ۶۹
تابلوي خوش‌آمد به شهر
آزادشهر بر ايران واقع شده‌است
آزادشهر
روي نقشه ايران
۳۷.۰۸۳۱° شمالي ۵۵.۰۸۳۳° شرقيمختصات: ۳۷.۰۸۳۱° شمالي ۵۵.۰۸۳۳° شرقي

آزادشهر شهري است در استان گلستان ايران. اين شهر مركز شهرستان آزادشهر اين استان است. جمعيت شهرستان آزادشهر در سال ۱۳۹۰، برابر با ۹۱۷۶۷ نفر بوده‌است.[۳] جمعيت شهر آزادشهر در سال ۱۳۹۰، برابر با ۵۰٬۳۷۴ نفر بوده‌است. از مراكز گردشگري و باستاني اين شهرستان مي‌توان بقعهٔ امامزاده محمد بن زيد (آق امام)، پارك جنگلي و پارك زيتون تپه را نام برد.

محتويات

    ۱ ريشه‌هاي تاريخي شاه پسند در تاريخ معاصر
    ۲ دلايل نامگذاري شاه پسند
    ۳ علت نامگذاري شاه پسند
    ۴ شاه پسند نام يك گل (verbena)
    ۵ به دليل حضور رضا شاه در شاه پسند
    ۶ ريشه شاه پسند در تاريخ معاصر
    ۷ تاريخچه سينما آسيا (بهمن) آزادشهر
    ۸ فرآورده‌ها
    ۹ موقعيت
    ۱۰ مراكز آموزشي آزادشهر
    ۱۱ منابع

ريشه‌هاي تاريخي شاه پسند در تاريخ معاصر

دشت شاه پسند در گذر سده‌ها و هزارهاي گذشته محل استقرار گروه‌ها و اقوام مختلفي بوده است كه آثار و بقاياي آنها به صورت پراكنده و در قالب مكان‌هاي باستاني همچنان وجود داردو حكايتگر دوره‌هاي مختلفي از يكجانشيني و شهرنشيني مي‌باشد. اين مراكز سكونت گاهي و اجنماعي بنا به شرايط مختلف زماني و رويدادهاي ناگوار و خشونت بار مانند: جنگ، قتل و غارت بارها نابود شده و دوباره بخاطر پديد آمدن دوره‌هاي از صلح و آرامش برقرار گرديده است؛ و جود ده‌ها تپه باستاني كه نمايانگر قلعه‌ها و دژهاي نظامي و آبادي‌هاي مهم هستند و نيز وجود گور دخمه‌ها، كوره‌هاي سفال‌گري و قنات‌ها و ساير اشيا و آثار و حدس و گمان باستان شناسان و تاريخ پژوهان نشانگر وجود شهرهاي مهم تا دوره اشكانيان و حتي ساسانيان در منطقه مي‌باشد. پديده شكل گيري آبادي‌ها و شهرها در دشت شاه پسند همانند ساير مناطق دشت گرگان و سپس ويراني و نابودي آنها در تمام دوران اسلامي ادامه داشت نمونه بارز آن تخريب و زوال شهرهايي مانند: دشت حلقه و جرجان (گنبد فعلي) و آبادي‌ها و غصبات اطراف آنها بدست هلاكو خان مغول است. در عصر صفويه دوره ايي از اثبات و آرامش نسبي برقرار گرديد و براي چندمين بار مردمان گريزان از ناامني‌ها و چپاول براي استقرار و سكونت بسوي دشت‌ها سرازير شدند و روستاها و شهرهايي ايجاد نمودند. نام شاه پسند يا شاه فسند نخستين بار در عصر صفوي شنيده مي‌شود و بيانگر آن است كه نامگذاري مجدد آن در زمان رضا شاه همراه با آگاهي تاريخي بوده و صرفاً به تكيه به برخي روايت‌ها و داستان‌هاي غير مستند اقدام نشده است. بر اساس مدارك مكتوب تاريخي آزادشهر در دوره صفويه به شاه فسند معروف بوده همچنين در وقفنامه خواجه مظفرالدين بتكچي به تاريخ ۹۰۹هجري قمري شاه فسند در حوزه كبود جامه معرفي مي‌گردد. در تاريخ معاصر از پايان عصر صفوي تا حضور رضا شاه و حضور دوباره مردم در دشت شاه پسند دوره ايي از بي‌ثباتي، ناامني، چپاول و رقابت‌هاي خشونت بار ميان تركمن‌ها و مردمان بومي صورت مي‌پذيرفت و براي چندمين بار روستا نشيني و شهرنشيني در پهن دشت گرگان و همچنين شاه پسند دچار ضعف و بحران و انحطاط مي‌گردد.[۴]
دلايل نامگذاري شاه پسند

در سال ۱۳۴۲ خورشيدي و در عهد سلطنت محمد رضا شاه، سنگ بناي شهرداري آزادشهر گذاشته شدو داراي شهرداري مستقل گرديد. با توجه به آنكه مردم از سالها پيش اين مكان را شاه پسند مي‌ناميدند ازاينرو در دفاتر رسمي و ديواني اسناد دولتي و تقسيمات كشوري نيز نام شاه پسند را انتخاب گرديد و از آن پس رسماً با عنوان شهرداري شاه پسند آغاز به كار كرد.
علت نامگذاري شاه پسند

    ۱-وجود يك گياه يا گل بنام شاه پسند
    ۲- به دليل حضور رضا شاه در شاه پسند
    ۳- ريشه تاريخي شاه پسند در تاريخ معاصر

شاه پسند نام يك گل (verbena)

گل شاه پسند يك سرده از تيره شاه پسنديان است و شامل ۲۵۰ گونه از گياهان فصلي و دائمي و يا گل‌هاي نيمه چوبي است كه داراي خواص دارويي مي‌باشد. اين گياه بومي اروپا و آمريكا مي‌باشد كه در شرايط طبيعي و آب و هوايي خزري از جمله منطقه آزادشهر رشد مي‌كند و در بهار و تابستان و پاييز گل مي‌دهد. تعداد انگشت شماري اين فرضيه را مطرح مي‌كنند كه شايد علت نامگذاري شاه پسند به دليل رويش اين گياه بوده است البته اين فرضيه قابل پذيرش نيست. زيرا اين گل بومي اروپا و آمريكا بوده و بعدها بعنوان گل تزييني وارد ايران شده است همچنين سند معتبري وجود ندارد كه اين گياه در دشت شاه پسند مي‌روييده است.
به دليل حضور رضا شاه در شاه پسند

از سال ۱۳۰۷تا ۱۳۱۷ خورشيدي رضا شاه ۱۲ بار به استرآباد آمده و در كاخ موزه گرگان اسكان داشته است. او در سال ۱۳۱۳ خورشيدي از منطقه و شهر راميان بازديد داشته است در يكي از سفرها به خاطر نظارت بر عمليات راه‌سازي شاه پسند خوش ييلاق وارد دشت شاه پسند شده و ساعاتي در اين مكان توقف مي نمايدداستان‌هاي گوناگوني بيان مي‌شود كه نام شاه پسند به ميمنت و مباركي حضور رضا شاه در منطقه و تعريف و تمجيد وي از موقعيت مكاني و طبيعي آن نام گذاري كرده‌اند. ظاهراً رضا شاه دربارهٔ مستعد بودن منطقهبراي كشاورزي و اهميت راه‌هاي ارتباطي شاه پسند تاكييد كرده و ساخت منازل جديد و استفاده از مصالح مقاوم و انتقال كوه نشينان و مهاجران به شاه پسند توصيه نيز داشته است. اغلب افراد كهنسال و قديمي دليل نامگذاري شاه پسند را صرفاً حضور شخص رضا شاه عنوان كرده انداما مدرك معتبر، نوشته مستند و قابل اعتنايي در اين باره بدست نيامده است.
ريشه شاه پسند در آزادشهر
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
آزادشهر
شاه پسند
كشور      ايران
استان     گلستان
شهرستان     آزادشهر
بخش     مركزي
نام(هاي) ديگر     قره تكن، شاه پسند
نام(هاي) قديمي     شاه پسند
سال شهرشدن     ۱۳۴۱
مردم
جمعيت     ۳۹٬۹۷۹ نفر سال ۱۳۹۰[۱]
رشد جمعيت     ۱/۹درصد[۱]
جغرافياي طبيعي
مساحت     ۸۹۲/۴۷كيلومتر مربع
ارتفاع از سطح دريا     ۱۵۰متر
آب‌وهوا
ميانگين دماي سالانه     ۱۷/۷
ميانگين بارش سالانه     ۶۰۰
اطلاعات شهري
شهردار     آقاي مهدي جعفري رامياني
پيش‌شماره تلفني     ۰۱۷
شناسهٔ ملي خودرو      ايران ص ۶۹
تابلوي خوش‌آمد به شهر
آزادشهر بر ايران واقع شده‌است
آزادشهر
روي نقشه ايران
۳۷.۰۸۳۱° شمالي ۵۵.۰۸۳۳° شرقيمختصات: ۳۷.۰۸۳۱° شمالي ۵۵.۰۸۳۳° شرقي

آزادشهر شهري است در استان گلستان ايران. اين شهر مركز شهرستان آزادشهر اين استان است. جمعيت شهرستان آزادشهر در سال ۱۳۹۰، برابر با ۹۱۷۶۷ نفر بوده‌است.[۳] جمعيت شهر آزادشهر در سال ۱۳۹۰، برابر با ۵۰٬۳۷۴ نفر بوده‌است. از مراكز گردشگري و باستاني اين شهرستان مي‌توان بقعهٔ امامزاده محمد بن زيد (آق امام)، پارك جنگلي و پارك زيتون تپه را نام برد.

محتويات

    ۱ ريشه‌هاي تاريخي شاه پسند در تاريخ معاصر
    ۲ دلايل نامگذاري شاه پسند
    ۳ علت نامگذاري شاه پسند
    ۴ شاه پسند نام يك گل (verbena)
    ۵ به دليل حضور رضا شاه در شاه پسند
    ۶ ريشه شاه پسند در تاريخ معاصر
    ۷ تاريخچه سينما آسيا (بهمن) آزادشهر
    ۸ فرآورده‌ها
    ۹ موقعيت
    ۱۰ مراكز آموزشي آزادشهر
    ۱۱ منابع

ريشه‌هاي تاريخي شاه پسند در تاريخ معاصر

دشت شاه پسند در گذر سده‌ها و هزارهاي گذشته محل استقرار گروه‌ها و اقوام مختلفي بوده است كه آثار و بقاياي آنها به صورت پراكنده و در قالب مكان‌هاي باستاني همچنان وجود داردو حكايتگر دوره‌هاي مختلفي از يكجانشيني و شهرنشيني مي‌باشد. اين مراكز سكونت گاهي و اجنماعي بنا به شرايط مختلف زماني و رويدادهاي ناگوار و خشونت بار مانند: جنگ، قتل و غارت بارها نابود شده و دوباره بخاطر پديد آمدن دوره‌هاي از صلح و آرامش برقرار گرديده است؛ و جود ده‌ها تپه باستاني كه نمايانگر قلعه‌ها و دژهاي نظامي و آبادي‌هاي مهم هستند و نيز وجود گور دخمه‌ها، كوره‌هاي سفال‌گري و قنات‌ها و ساير اشيا و آثار و حدس و گمان باستان شناسان و تاريخ پژوهان نشانگر وجود شهرهاي مهم تا دوره اشكانيان و حتي ساسانيان در منطقه مي‌باشد. پديده شكل گيري آبادي‌ها و شهرها در دشت شاه پسند همانند ساير مناطق دشت گرگان و سپس ويراني و نابودي آنها در تمام دوران اسلامي ادامه داشت نمونه بارز آن تخريب و زوال شهرهايي مانند: دشت حلقه و جرجان (گنبد فعلي) و آبادي‌ها و غصبات اطراف آنها بدست هلاكو خان مغول است. در عصر صفويه دوره ايي از اثبات و آرامش نسبي برقرار گرديد و براي چندمين بار مردمان گريزان از ناامني‌ها و چپاول براي استقرار و سكونت بسوي دشت‌ها سرازير شدند و روستاها و شهرهايي ايجاد نمودند. نام شاه پسند يا شاه فسند نخستين بار در عصر صفوي شنيده مي‌شود و بيانگر آن است كه نامگذاري مجدد آن در زمان رضا شاه همراه با آگاهي تاريخي بوده و صرفاً به تكيه به برخي روايت‌ها و داستان‌هاي غير مستند اقدام نشده است. بر اساس مدارك مكتوب تاريخي آزادشهر در دوره صفويه به شاه فسند معروف بوده همچنين در وقفنامه خواجه مظفرالدين بتكچي به تاريخ ۹۰۹هجري قمري شاه فسند در حوزه كبود جامه معرفي مي‌گردد. در تاريخ معاصر از پايان عصر صفوي تا حضور رضا شاه و حضور دوباره مردم در دشت شاه پسند دوره ايي از بي‌ثباتي، ناامني، چپاول و رقابت‌هاي خشونت بار ميان تركمن‌ها و مردمان بومي صورت مي‌پذيرفت و براي چندمين بار روستا نشيني و شهرنشيني در پهن دشت گرگان و همچنين شاه پسند دچار ضعف و بحران و انحطاط مي‌گردد.[۴]
دلايل نامگذاري شاه پسند

در سال ۱۳۴۲ خورشيدي و در عهد سلطنت محمد رضا شاه، سنگ بناي شهرداري آزادشهر گذاشته شدو داراي شهرداري مستقل گرديد. با توجه به آنكه مردم از سالها پيش اين مكان را شاه پسند مي‌ناميدند ازاينرو در دفاتر رسمي و ديواني اسناد دولتي و تقسيمات كشوري نيز نام شاه پسند را انتخاب گرديد و از آن پس رسماً با عنوان شهرداري شاه پسند آغاز به كار كرد.
علت نامگذاري شاه پسند

    ۱-وجود يك گياه يا گل بنام شاه پسند
    ۲- به دليل حضور رضا شاه در شاه پسند
    ۳- ريشه تاريخي شاه پسند در تاريخ معاصر

شاه پسند نام يك گل (verbena)

گل شاه پسند يك سرده از تيره شاه پسنديان است و شامل ۲۵۰ گونه از گياهان فصلي و دائمي و يا گل‌هاي نيمه چوبي است كه داراي خواص دارويي مي‌باشد. اين گياه بومي اروپا و آمريكا مي‌باشد كه در شرايط طبيعي و آب و هوايي خزري از جمله منطقه آزادشهر رشد مي‌كند و در بهار و تابستان و پاييز گل مي‌دهد. تعداد انگشت شماري اين فرضيه را مطرح مي‌كنند كه شايد علت نامگذاري شاه پسند به دليل رويش اين گياه بوده است البته اين فرضيه قابل پذيرش نيست. زيرا اين گل بومي اروپا و آمريكا بوده و بعدها بعنوان گل تزييني وارد ايران شده است همچنين سند معتبري وجود ندارد كه اين گياه در دشت شاه پسند مي‌روييده است.
به دليل حضور رضا شاه در شاه پسند

از سال ۱۳۰۷تا ۱۳۱۷ خورشيدي رضا شاه ۱۲ بار به استرآباد آمده و در كاخ موزه گرگان اسكان داشته است. او در سال ۱۳۱۳ خورشيدي از منطقه و شهر راميان بازديد داشته است در يكي از سفرها به خاطر نظارت بر عمليات راه‌سازي شاه پسند خوش ييلاق وارد دشت شاه پسند شده و ساعاتي در اين مكان توقف مي نمايدداستان‌هاي گوناگوني بيان مي‌شود كه نام شاه پسند به ميمنت و مباركي حضور رضا شاه در منطقه و تعريف و تمجيد وي از موقعيت مكاني و طبيعي آن نام گذاري كرده‌اند. ظاهراً رضا شاه دربارهٔ مستعد بودن منطقهبراي كشاورزي و اهميت راه‌هاي ارتباطي شاه پسند تاكييد كرده و ساخت منازل جديد و استفاده از مصالح مقاوم و انتقال كوه نشينان و مهاجران به شاه پسند توصيه نيز داشته است. اغلب افراد كهنسال و قديمي دليل نامگذاري شاه پسند را صرفاً حضور شخص رضا شاه عنوان كرده انداما مدرك معتبر، نوشته مستند و قابل اعتنايي در اين باره بدست نيامده است.
ريشه شاه پسند در تاريخ معاصر
به نظر مي‌رسد مستندترين اخباري كه مي‌توان دربارهٔ مبنا و ملاك نامگذاري شاه پسند در زمان شكل گيري و حتي در روزهاي تأسيس شهرداري مورد توجه قرار داداستناد به سايت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و همچنين وجود وقفنامهٔ سال۹۰۷هجري مظفرالدين بتكچي به رشته تقرير درآمده است. با توجه به وجود يك آبادي و روستا تا اواخر دوره صفويه به نام شاه فسند محتمل است كه شخص شاه يا دولت وي به اين پيشينه آگاه بوده و از ميان پراكندگي نامهاي محلي نام شاه پسند را براي اين مكان تاريخي برگزيده‌اند.
به نظر مي‌رسد مستندترين اخباري كه مي‌توان دربارهٔ مبنا و ملاك نامگذاري شاه پسند در زمان شكل گيري و حتي در روزهاي تأسيس شهرداري مورد توجه قرار داداستناد به سايت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و همچنين وجود وقفنامهٔ سال۹۰۷هجري مظفرالدين بتكچي به رشته تقرير درآمده است. با توجه به وجود يك آبادي و روستا تا اواخر دوره صفويه به نام شاه فسند محتمل است كه شخص شاه يا دولت وي به اين پيشينه آگاه بوده و از ميان پراكندگي نامهاي محلي نام شاه پسند را براي اين مكان تاريخي برگزيده‌اند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۴:۲۲ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

اردبيل

آب و هواي اردبيل

اردبيل با واقع شدن در دامنه كوه مرتفع سبلان با ارتفاع ۱۳۵۰ متر و با فاصله كم از بندر آستارا با ارتفاع ۳۰ - به منزله دامنه وسيع كوه مرتفعي مشرف بر درياست كه داراي اقليم مناطق فوقاني از يك طرف و تأثيرپذير از مناطق بحري از طرف ديگر است.[۷۳] شهرستان اردبيل داراي چهار اقليم مديترانه‌اي گرم، مديترانه‌اي معتدل، كوهستاني سرد و معتدل است. اين شهرستان به عنوان يكي از مناطق سردسير ايران و استان بين پنج تا هشت ماه از سال سرد است. بارندگي نيز در تمام فصول وجود دارد، ولي شدت آن در بهار و پاييز بيشتر است. براساس گزارش ايستگاه هواشناسي اردبيل كه در ارتفاع ۱۳۷۲ متري واقع شده، بارندگي اين شهر در سال ۱۳۷۲ برابر ۷/۳۲۷ ميلي‌متر گزارش شده‌است. اين شهرستان داراي زمستان‌هاي بسيار سرد و تابستان‌هاي معتدل است. متوسط درجه حرارت آن در حدود هفت درجه سانتي‌گراد است. وجود كوهستان‌هاي سبلان، طالش و بزغوش، تأثير بخارهاي درياي خزر و بادهاي سرد شمالي و وجود جنگل‌هاي شمال و شرق آن در ميزان بارندگي و نوسان دماي شهرستان اردبيل بسيار مؤثر است.[۷۴]
[نهفتن]Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هواي اردبيلNuvola apps kweather.svg
    ژانويه     فوريه     مارس     آوريل     مـــــه     ژوئـن     ژوئيـه     اوت     سپتامبر     اكتبـر     نوامبر     دسامبر     سـال
گرم‌ترين
C°     ۵     ۹     ۲۷     ۳۲     ۲۹     ۳۲     ۳۸     ۳۶     ۲۸     ۲۸     ۱۵     ۱۸     ۳۸
ميانگين گرم‌ترين‌ها
C°     -۴٫۹     ۲٫۲     ۱۷٫۶     ۲۰٫۲     ۱۸٫۴     ۲۰٫۲     ۳۱     ۲۷٫۶     ۲۱٫۶     ۱۵٫۱     ۸٫۱     ۱٫۴     ۱۴٫۸۷
ميانگين سردترين‌ها
C°     -۱۸٫۹     -۱۰٫۳     ۰٫۷     ۳     ۴٫۳     ۸     ۲۱     ۶     ۱۰٫۹     ۶٫۱     -۰٫۶     -۱۱     ۱٫۶
سردترين
C°     -۳۳     -۲۲     -۷     -۴     -۱     ۳     ۱۲     ۱۰٫۶     ۶     ۳     -۵     -۲۵     -۳۳


منبع: سايت توتيمپو[۷۵] اوت ۲۰۰۹
ثبت در فهرست آثار طبيعي ملي

قله سبلان به شماره ۱۹۴۹۶/۱۲ در فهرست آثار طبيعي ملي كشور به ثبت رسيده و سند ماليكت آن از ارتفاع بالاي سه هزار و ۶۰۰ متري قله سبلان به وسعت شش هزار و ۲۰۰ هكتار به نام سازمان حفاظت محيط زيست صادر شده‌است.[۷۶]
دهانه مخروطي شكل قله سبلان-عروس كوه‌هاي ايران
غذاهاي سنتي

از غذاهاي سنتي اردبيل مي‌توان به يرآلما كبابي. كباب شيشليك، آلبالو پلو، لپه خورشت، اوماج آشي، آش دوغ، سوتلي آش، يارما آشي، بزباش، پيچاق قيمه، تاس‌كباب، ترحلوا، دومه كباب، باستيرما پلو، ترشي‌قرمه، چيغيرتما، حلواي سياه، حلواي زرد، حلواي زنجبيل، خشيل، خورش قاتق، ساج‌ايچي، سوغان‌سو، قرمه‌سبزي، قويماق، قيساوا، قيقاناق، كوفته، لونگي و هرا اشاره كرد.

آش دوغ اردبيل (آيران آشي) مهم‌ترين غذاي سنتي اردبيل است و به‌عنوان غذاي سنتي جهاني شناخته شده‌است.[۷۷]

    آش دوغ اردبيل؛ غذاي سنتي اردبيل

ره آورد

از مهم‌ترين سوغات اردبيل مي‌توان آب‌نبات، تخمهٔ آفتابگردان، حلواي سياه، سرشير، شيريني‌هاي محلي، شكلات روسته، عسل طبيعي سبلان، عصارهٔ گل‌هاي سبلان و كره را نام برد.

حلواي سياه اردبيل معجوني است كه از جوانهٔ گندم و كرهٔ طبيعي تهيه مي‌شود و بسيار مقوي و نيروزا مي‌باشد.[۷۸]
بازار تاريخي اردبيل

    بازار فرش اردبيل

نوشتار اصلي: بازار اردبيل

بازار اردبيل يادگاري از دوره صفوي و ماقبل انست. در قرن دهم هجري در زمان حكومت شاه طهماسب اول بازارهاي اردبيل از رونق بسيار زيادي برخوردار بوده‌اند.

تقسيم‌بندي كل بازار اردبيل عبارتنداز: بازار بقالان، قصابان، خراطان، سراجان، قيصريه، چاقو فروشان، كلاه دوزان و... سراي ديگر اشاره كرد. راسته‌هاي موجود در بازار اردبيل عبارتند: از راسته اصلي بازار، راسته قيصريه، علافان، راسته پيرعبدالملك، بازار زرگران، سراجان، پارچه فروشان، كفاشان، مسگران، چاقوسازان، آهنگران و سراهاي آنها. در قرن هفتم و هشتم بازار اردبيل رونق فراوان داشته‌است. در دوره‌هاي بعد، قسمتي از بازار بزرگ و تيمچه‌ها و سراها از موقوفات بقعه شيخ صفي الدين بشمار مي‌رفت و درآمد و عوايد حاصله به مصرف مخارج اين بقعه مي‌رسيد.[۷۹]
نخستين مدارس ملي اردبيل

ثبت نام در مكتب خانه بدون اينكه همراه با تشريفات باشد صرفاً با ملاك توان كودك براي نشستن و تعليم گرفتن همراه بوده‌است. بابا صفري نويسندهٔ كتاب «اردبيل در گذرگاه تاريخ» آورده كه مكتب دار كودكان را از پنج سالگي مي‌پذيرفته و همين كه طفل مي‌توانسته بنشيند و آمادهٔ خواندن باشد مي‌توانسته در مكتب خانه براي يادگيري پذيرفته شود. چهار دوره آموزشي با تنوع تدريس در مكتب‌خانه‌هاي اردبيل دوره‌هاي آموزشي به چهار بخش دورهٔ پيش از دبستان، دبستان، دورهٔ سوم و دورهٔ عالي تقسيم‌بندي شده بود. دورهٔ پيش از دبستان مربوط به مكتب خانه‌هايي با حضور آخوند باجي‌ها بوده كه آموزش اوليه به مانند مهد كودك را برعهده داشته‌اند. در اين دوره كودكان تا اذان ظهر تحصيل مي‌كردند. در دورهٔ دبستان ملا و آخوندهاي برجسته كودك را تعليم مي‌دادند و پس از آن مدرسه و آموزش عالي آغاز مي‌شد. در اين دوره نيز تحصيل از اذان صبح تا اذان مغرب با وقفه يك ساعته براي ناهار همراه بود. اما تفاوت دوره‌هاي آموزشي به مانند شيوهٔ آموزش فعلي در مواد درسي و به صورت پله به پله بوده‌است.[۸۰] ظهور طبقهٔ جديد منورالفكر در ايران منجر به ستيز سنت گرايان و روشنفكران جهت تأسيس مدارس گرديد. تعطيل شدن مكتب خانه‌ها كه وسيلهٔ ارتباطي بين خانواده و روحانيت بود برشدت مخالفت با مدارس جديد مي‌افزود. چرا كه با تعطيلي مكتب خانه‌ها، اولين مكان مؤثر در شكل‌دهي ذهنيت ديني دچار آسيب مي‌گرديد. از جمله افرادي كه در اردبيل مانع بزرگي در جهت تأسيس مدارس نوين بود ميرزا علي اكبر مجتهد بود. او مدارس نوين را اشكولا (برگرفته از واژه School به معني مدرسه) مي‌خواند به مردم عامي مي‌گفت كه تحصيل در چنين مدارسي سبب ترويج بابي‌گري مي‌شود.

او به واسطهٔ داشتن قدرت و ثروت به كمك هوادارانش در تعطيلي مدارس نقش عمده‌اي ايفا نمودند. چرا كه روشن شدن حقايق علوم زمان از جمله تحصيل كودكان به علوم جديد في‌المثل جغرافيا سبب بروز بابي‌گري مي‌گرديد. به واسطهٔ فشارهاي بيش از حد او مخبرالسلطنه دستور داد موقتاً تدريس جغرافيا در مدارس نوين حذف گردد تا به نحوي موجب تعطيلي مدارس نگردد. كسروي معتقد است كه ميرزا علي اكبر زورش بيشتر بوده تا علمش.

به واسطهٔ اصرار بيش از حد مردم به تحصيل فرزندانشان در مدارس نوين، توسعهٔ اين مدارس دراردبيل با استقبال مواجه گرديد؛ كه نمونه‌اي از مدارس نوين به شرح ذيل است.[۸۱][۸۲]

    مدرسهٔ رشديهٔ اردبيل

    اعضا هيئت معارف اردبيل

    مدرسهٔ تدين اردبيل

    اعضا انجمن دبيرستان پهلوي اردبيل-۱۳۴۰ ه.ش

    مدرسه نصريه يا ادبيه[۸۳]
    مدرسهٔ جعفريه
    مدرسهٔ شرافت
    هيت نشر معارف
    مدرسهٔ رشديه و روشن
    مدرسهٔ هدايت
    دبستان تدين
    مدرسهٔ صداقت
 
ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۳:۵۲ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

مهران مديري

زمين‌لرزه

شهر اراك از معدود شهرهاي كشور است كه در منطقه كم خطر از لحاظ لرزه‌خيزي قرار دارد. بررسي‌هاي زمين‌شناسي نشان مي‌دهد كه منطقه اراك تا شعاع ۱۰۰ كيلومتري جزء مناطق آرام بوده و احتمال وقوع زمين‌لرزه در آن ضعيف است و در صورت وقوع از ۳ تا ۵ ريشتر قوي‌تر نخواهد بود.[۶۵] در شعاع ۶۰ كيلومتري پيرامون شهر اراك در سده اخير، فقط ۷۲ زمين‌لرزه روي داده‌است كه ۵۰ مورد از اين آنها، زمين‌لرزه‌هاي دي و بهمن ۱۳۹۰ خورشيدي (عموماً كمتر از ۴ ريشتر) بوده‌است. اين آمار نشان‌دهنده لرزه‌خيزي كم در استان مركزي است. بزرگترين اين زمين‌لرزه‌ها داراي بزرگي حداكثر ۴٫۲ مي‌باشد. از نظر تاريخي، فقط سه زمين‌لرزه تاريخي يكي در اطراف دورود، ديگري در شمال باختري ساوه و آخرين آنها، زمين‌لرزه ۱۴۹۵ ميلادي آشتيان معروف به زمين‌لرزه جبال اتفاق افتاده‌است و بزرگي آن در مقياس امواج سطحي ۵٫۹ ريشتر تعيين شده‌است.[۶۶]
مردم‌شناسي
جمعيت
نوشتار اصلي: تغييرات جمعيتي شهر اراك

جمعيت شهر اراك در نخستين سرشماري رسمي كشور در سال ۱۳۳۵ خورشيدي، ۵۸٬۹۹۸ نفر بود ولي از آن زمان به سبب شهرگرايي شديد با شتاب روي به افزايش نهاد، به گونه‌اي كه جمعيت شهر در سال ۱۳۴۵ خورشيدي به ۷۱٬۹۲۵ تن و در سال ۱۳۵۵ خورشيدي به ۱۱۶٬۸۳۲ تن و در سال ۱۳۶۵ خورشيدي به ۲۶۵٬۳۴۹ تن رسيد. مطابق آخرين داده‌هاي سال ۱۳۶۵ خورشيدي، شهر اراك داراي ۵۵٬۰۸۹ خانوار بود.[۶۷] در سرشماري سال ۱۳۷۵ خورشيدي، جمعيت شهر ۳۸۰٬۷۵۵ نفر.[۶۸] و در سرشماري سال ۱۳۸۵ خورشيدي جمعيت شهر به۴۳۸٬۳۳۸ نفر رسيد.[۶۹] جمعيت اراك بر پايه نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال ۱۳۹۰ خورشيدي برابر با ۴۸۴٬۲۱۲ نفر بوده‌است.[۷۰][۷۱] جمعيت شهر اراك پس از الحاق نقاط شهري سنجان و كرهرود[۴] به ۵۲۶٬۱۸۲ نفر افزايش يافت. از ديدگاه جمعيتي، اراك پانزدهمين شهر پرجمعيت ايران است.[۷۲] اين شهر از جمله شهرهايي است كه داراي رشد بالاي جمعيت بود. ميزان رشد جمعيت از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۷۵ خورشيدي برابر با ۵٫۱ بوده است.[۷۳] اما در دهه بعد از آن رشد جمعيت به ۲٫۹۷ رسيد. شهر اراك ۵۳٪ جمعيت استان مركزي را در خود جاي داده است.[۵]
جمعيت شهر اراك در سال ۱۳۹۰ خورشيدي[۷۰] منطقه شهري     تعداد خانوار     جمعيت     زن     مرد
منطقه يك     ۴۸٬۳۲۰     ۱۵۲٬۶۸۴     ۷۶٬۵۷۱     ۷۶٬۱۱۳
منطقه دو     ۴۹٬۲۵۷     ۱۵۹٬۹۷۹     ۷۹٬۹۳۵     ۸۰٬۰۴۴
منطقه سه و منطقه چهار (بافت تاريخي)[يادداشت ۲]     ۵۰٬۶۷۲     ۱۷۱٬۵۴۹     ۸۳٬۰۹۲     ۸۸٬۴۵۷
منطقه پنج (كرهرود)     ۸٬۷۸۲     ۲۹٬۷۲۱     ۱۴٬۵۸۸     ۱۵٬۱۳۳
منطقه شش (سنجان)     ۳٬۷۳۰     ۱۲٬۲۴۹     ۶٬۰۵۹     ۶٬۱۹۰
زبان
نوشتار اصلي: لهجه اراكي

پيش از بناي شهر اراك، مردم مناطق پيرامون به گويش‌هاي گوناگوني مانند تاتي در منطقه وفس سخن مي‌گفتند. پس از بناي شهر اراك و مهاجرت مردم مناطق پيرامون به شهر تازه، اين گويش‌ها با يكديگر درآميختند و گويش ويژه‌اي به‌وجود آوردند، تا زماني كه با پيدايش رسانه‌هاي جمعي اين گويش رو به نابودي نهاد و امروزه شهروندان اراك تا اندازه‌اي بي لهجه بوده و كتابي يا تهراني سخن مي‌گويند، ولي در روستاهاي پيرامون و خود شهر زبان پيرمردان و پيرزنان همان لهجهٔ قديمي است.[۷۴]
دين و مذهب

بيشتر مردم شهر مسلمان و پيرو مذهب شيعه هستند. همچنين اقليتي از پيرو آيين مسيحي و كليمي نيز در شهر وجود داشتند[۷] كه از ميان آنها كليميان از شهر مهاجرت كرده‌اند.[۷۵] همچنين اراك يكي از مراكز ۲۴ گانه بهائيان است و اقليتي از آنها در شهر وجود دارند[۸][۹] كه به دليل ممنوع بودن فعاليت آنها در ايران آمار درستي از تعداد آنها در دست نيست.

ارمنيان بخشي از اقليت قومي و مذهبي شهر اراك را در برمي‌گيرند. ارمنيان در طي يك سده گذشته از سرزمين‌هاي پيرامون اراك و همچنين جلفاي اصفهان جهت كار در صنعت قالي‌بافي و ديگر صنايع و همچنين براي كار در كنسولگري انگلستان به عنوان حسابدار و منشي به اراك مهاجرت كرده‌اند.[۷۶] ارمنيان بنيان‌گذار دومين مدرسه اراك به نام مدرسه شرف ارامنه و كليساي مسروپ مقدس هستند.[۷۷] در سال ۱۳۸۹ خورشيدي جمعيت ارمنيان ۲۴۰ نفر در قالب ۶۰ خانواده بوده است.[۷۸] در دورهٔ شاه عباس ارامنه زيادي به استان مركزي امروزي كوچانده شدند. پس از ايجاد شهراراك در زمان قاجاريه، عده‌اي از آنها به شهر آمده و به پزشكي، جواهرفروشي و… مشغول شدند كه سه راه ارامنه (ميدان هفت تير امروزي) يادگار آن دوره است. هم اكنون برخي از آنها در محلهٔ نيسانيان و كوچه كشيش اقامت دارند به علاوهٔ كليسا و مدرسه ويژهٔ ارامنه كه در اين محله واقع است؛ اگرچه بسياري از آن‌ها امروزه از اراك خارج شده‌اند.[۷۹]
يهوديان نيز بخشي از اقليت مذهبي اراك را تا يك سده گذشته تشكيل مي‌دادند و زماني جمعيتشان به حدود ۱٬۰۰۰ نفر مي‌رسيد و پيشه بيشتر آنها پارچه‌فروشي و پزشكي بود. يهوديان خود را در حمايت آقا محسن عراقي از روحانيون به نام اراك قرار مي‌دادند. اين گروه در آغاز از مناطق پيراموني شهر اراك مانند سنجان و ديگر شهرها به اين شهر مهاجرت كردند. امروزه همه يهوديان اراك از اين شهر مهاجرت كرده‌اند.[۷۵]
مشاهير
نوشتار اصلي: فهرست اهالي منطقه اراك

از جمله مشاهير و نامداران شهر اراك مي‌توان به افراد زير اشاره كرد:[۸۰][۸۱]

    آقا ضياءالدين عراقي فقيه و مجتهد شيعه
    آقا نورالدين عراقي از مجتهدان و از مراجع تقليد شيعه
    آقا محسن عراقي از مجتهدين دوره قاجار و واقفان بزرگ شهر
    آية الله شيخ محمد سلطان از مجتهدين اراك واز شاگردان آخوند خراساني و صاحب حاشيه مفصل بر كفاية آخوند خراساني
    محمود صناعي شاعر، مترجم، روانكاو و نظريه‌پرداز مباحث تربيتي و روان‌شناسي
    محمدمهدي فولادوند استاد الهيات دانشگاه تهران و از مترجمان قرآن و نهج‌البلاغه و صحيفه سجاديه به زبان فارسي
    آيت الله اراكي فقيه، مرجع تقليد شيعه
    مصطفي‌قلي بيات (صمصام الملك) سياست‌مدار و از بنيان‌گذاران كشاورزي نوين ايران و مؤسس دانشكده كشاورزي كرج و مؤسس دبيرستان پسرانه صمصاميه در اراك
    حبيب‌الله ذوالفنون معروف به شيخ حبيب‌الله ذوالفنون دانشمند ستاره‌شناس و تقويم نگار كه در زمينه‌هاي ادبيات، رياضيات و تفسير قرآن نيز فعاليت داشت.
    قادر عبدالله نويسنده معروف ايراني مقيم كشور هلند
    محمد خزائلي اديب، مؤسس اولين آموزشگاه شبانه در ايران و آموزشگاه‌هاي ويژه نابينايان (زاده شده در كرهرود)
    مهران مديري خواننده، بازيگر و كارگردان طنز ايران (زاده شده در تهران)

    مرتضي قلي بيات (سهام السلطان) سياست‌مدار و چند دوره نخست‌وزير ايران.

    آقا محسن عراقي، از مجتهدين دوره قاجار

    آقا نورالدين عراقي، از روحانيون پرنفوذ دوران مشروطه

    قادر عبدالله، نويسنده

 
ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۳:۳۰ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

بندرآستارا

هتل

آستارا با دارا بودن ۱۳ هتل، ۹ هتل آپارتمان، هفت مهمانپذير، ۲۶ واحد پذيرايي بين راهي، ۷۰۰ مسافر كاشانه، چهار كمپينگ با حدود ۴۶۶ سكو، ۱۶۹ كلاس درس كه برخي از هتل‌هاي مشغول به فعاليت عبارتند از:[۷۹]
رديف     نام هتل     وب سايت
۱     هتل بين‌المللي اسپيناس(*****)     http://espinashotels.com/fa/hotels-a-resorts/
۲     هتل ايساتيس (***)     http://www.esatishotel.com
۳     هتل ابوالفضل(***)     
۴     هتل تتيس(***)     
۵     مهمانسراي جهانگردي آستارا     www.ittic.com/Reservation/default.aspx?tabid=۱۳۷۴
۶     هتل وصلي     
۷     هتل خليج فارس     
۸     هتل بلال     
۹     هتل نژلا     
۱۰     هتل باران     
۱۱     هتل دريا     
۱۲     هتل سيدان     
۱۳     هتل جهانگردي     
۱۴     هتل كاج     

به جز هتل‌هاي شماره(۱٬۲٬۳٬۴) مابقي داراي درجه‌بندي كمتر از سه ستاره هستند
اقتصاد

از نظر اقتصادي مي‌توان گفت آستارا به هيچكدام از شهرستان‌هاي هم تراز خود شباهتي ندارد. وجود نقطه صفر مرزي با شوروي در گذشته و جمهوري آذربايجان در حال حاضر و همچنين دارابودن مرز آبي و خاكي با اين كشور از جمله دلايل اين ناهمگوني است. آستارا به سبب واقع شدن در گلوگاه حياتي درياي خزر و همچنين نزديكي به مركز كشور (نسبت به ديگر نقاط مرزي كشور) با فاصله ۵۳۰ كيلومتر از تهران و ۱۹۰ كيلومتر از مركز استان گيلان از ويژگي‌هاي طبيعي منحصربه‌فردي سود مي‌برد. كه از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

    قرار داشتن در نقطه مرزي ايران با جمهوري آذربايجان
    همسايگي با ۴ كشور تازه استقلال يافته شوروي سابق
    تنها راه ترانزيتي زميني خليج فارس با كشورهاي آسياي ميانه
    اتصال آستارا (ايران) به آستارا (آذربايجان) از طريق راه آهن در آينده نزديك
    دسترسي آسان به امكانات خطوط انتقال گاز و برق
    طبيعت ملايم و مساعد و گردشگري مناسب
    دريايي ملايم با ۱۲۰ روز آفتابي و با شيب كم
    بزرگراه جاده ۴۹ (ايران) كه مرز آذربايجان را از طريق آستارا به قزوين و تهران و از طريق ساوه به جاده ۶۵ متصل مي‌كند.
    بزرگراه جاده ۱۶ (ايران) جاده‌اي در شمال و شمال غربي ايران است كه از گيلان شهر آستارا آغاز مي‌شود و از شهرهاي تبريز، اردبيل و سراب مي‌گذرد و به تركيه متصل مي‌شود. قسمتي از اين جاده به خاطر گذر از ميان درياچهٔ اروميه توسط پل، بسيار مهم است.
    بزرگراه ۸ آسيا كه بصورت علامت اختصاري AH-8 نشان داده مي‌شود، بزرگراهي است به طول ۴۹۰۷ كيلومتر كه از تورپينوفكا در روسيه آغاز شده و در بندر امام خميني ايران پايان مي‌يابد.

وبه همه اينها بايد اضافه كرد كه مرز آستارا، تقريباً تنها مرز امن و دست نخورده و بدون تنش ايران در حداقل ۸۰ سال گذشته‌است كه خود تأثير بسزايي در امنيت اقتصادي و سياسي اين شهر دارد.
توانمندي‌ها
    اين بخش به هيچ منبع و مرجعي استناد نمي‌كند. لطفاً با افزودن يادكرد به منابع قابل اعتماد برطبق اصول تأييدپذيري و شيوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به بهبود اين بخش كمك كنيد. مطالب بدون منبع ممكن است به چالش كشيده و حذف شوند.
تابلوي ورودي منطقه ويژه اقتصادي بندر آستارا

آستارا به سبب واقع شدن در گلوگاه حياتي درياي خزر و همچنين نزديكي به مركز كشور (نسبت به ديگر نقاط مرزي كشور) با فاصله ۵۳۰ كيلومتر از تهران و ۱۹۰ كيلومتر از مركز گيلان و همچنين به عنوان تنها مرز امن و دست‌نخورده و بدون تنش ايران در حداقل ۸۰ سال گذشته و قرار داشتن در نقطه مرزي ايران با جمهوري آذربايجان، قدمت تاريخي، داشتن موقعيت جغرافيايي منحصر به فرد منجمله دارا بودن دو مرز آبي و خاكي بصورت توامان با كشورهاي حوزه درياي خرز(CIS)، طبيعت ملايم و مساعد و دارا بودن پتانسيل بالاي گردشگري، دارا بودن يكي ار فعالترين و پر رونق‌ترين بازارهاي مرزي، دسترسي آسان به امكانات خطوط انتقال گاز و برق، تنها راه ترانزيتي زميني خليج فارس با كشورهاي آسياي ميانه و... از ويژگي‌هاي طبيعي و منحصر به فردي سود مي‌برد و داراي اهميت اقتصادي و استراتژيك زيادي مي‌باشد. بطور كلي از جمله مزاياي بندر آستارا مي‌توان به نزديكترين بندر تجاري ايران به بنادر حاشيه درياي خزر، قرار گرفتن در تقاطع مسير كريدور شمال-جنوب، كاهش مسافت زميني و مايل دريايي و به تناسب آن كاهش بهاي تمام شده حمل كالا براي صنايع غرب كشور، كاهش ميانگين ۲۰۰ كيلومتري مسافت زميني بين مراكز صنعتي شمالغرب و غرب كشور، كاهش ميانگين ۱۵۰ مايل دريايي مسافت بين بنادر اشاره كرد.

با راه‌اندازي اسكله‌ها و مخازن نفتي بندر آستارا با ظرفيت ۲ ميليون تن با توجه به نزديكي مرز عراق و ارمنستان به اين بندر، بندر آستارا مي‌تواند به يكي از پايگاه‌هاي مهم نفتي و سوختي و سوآپ تبديل شود. همچنين با توسعه اسكله تسهيل تجارت ترانزيت تركيه و ارمنستان با كشورهاي حوزه درياي خرز(CIS)، تجارت اين كشورها از طريق بندر آستارا، علاوه بر كاهش هزينه و نزديك بودن، كشوره‌هاي واسطه را از چند كشور به يك كشور تقليل مي‌دهد. لازم به توضيح است رونق صادرات محصولات كشاورزي و توليدي بجاي مرز زميني مسير (آستارا-آذربايجان- روسيه) با ايجاد زير ساختهاي لازم حمل و نقل دريايي و حذف كشور واسطه ضمن رونق بخشيدن به صادرات، كالا را با بهاي كمتري به مصرف كننده تحويل نمايند.[۸۰]
كشاورزي

كشاورزان آستارا از ايام قديم در اين منطقه به كشت برنج اشتغال داشته‌اند كه نتيجه آن ظهور چند رقم بومي برنج مي‌باشد كه در نتيجه انتخاب سنتي توسط كشاورزان حاصل شده‌اند[۸۱] و اين در حالي است كه امروزه ۳۲۰۰ هكتار از زمين‌هاي اين شهرستان زير كشت برنج قرار دارد كه عمده‌ترين محصول كشاورزي آن محسوب مي‌شود.[۸۲]
گمرك
نوشتار اصلي: گذرگاه مرزي آستارا

اداره كل گمرك بندرآستارا از تجارت چمداني در ميان مرزهاي زميني و نيز از لحاظ صادرات رتبه نخست را در شمال كشور برعهده دارد.[۸۳] از نظر تردد در كل كشور رتبه سوم را به خود اختصاص داده‌است.[۸۴] بر اثر وجود اين گمرك و بنا بر گزارش اداره كل گمرك آستارا بيش از يك ميليون نفر از اتباع كشورهاي مختلف همه ساله از اين گمرك تردد مي‌كنند.[۸۵] اين گمرك نبض تپنده صادرات كالاهاي غير نفتي در شمال كشور محسوب مي شود.[۸۶]

اهم فعاليت گمرك بندرآستارا از بدو تأسيس تاكنون

    قدمت اداره كل گمرك بندرآستارا در حدود دو قرن[۳۷]
    ورود نخستين خودرو به كشور ازطريق مرز زميني آستارا در دوره مظفرالدين شاه
    رتبه اول تجارت چمداني كشور[۸۷]
    رتبه اول صادرات در ميان گمركات شمال كشور به روسيه و جمهوري آذربايجان و گرجستان و تركيه[۳۸]
    سومين مرز فعال كشور در زمينهٔ صادرات و واردات[۳۶]
    امن‌ترين مرز زميني ايران طي چندين سال اخير[۳۹]
 
ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۲:۵۶ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

عسل

آقطي سياه
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
    براي تأييدپذيري كامل اين مقاله به منابع بيشتري نياز است. لطفاً با توجه به شيوهٔ ويكي‌پديا براي ارجاع به منابع با ارايهٔ منابع معتبر اين مقاله را بهبود بخشيد. مطالب بي‌منبع را مي‌توان به چالش كشيد و حذف كرد.
    اين مقاله نيازمند ويكي‌سازي است. لطفاً با توجه به راهنماي ويرايش و شيوه‌نامه، محتواي آن را بهبود بخشيد.
آقطي سياه
Shrub in flower
طبقه‌بندي علمي
فرمانرو:     گياه
(طبقه‌بندي‌نشده):     گياهان گلدار
(طبقه‌بندي‌نشده):     دولپه‌اي‌هاي نو
(طبقه‌بندي‌نشده):     آستريدها
راسته:     خواجه‌باشي‌سانان
تيره:     هفت‌كولان
سرده:     سام‌بيكاس
گونه:     S. nigra
نام علمي
Sambucus nigra
كارل لينه

آقطي سياه، آقطي اروپايي (نام علمي: Sambucus nigra) كه در مناطقي از ايران انگور كولي و خمان كبير نيز ناميده مي‌شود درختچهاي است كه ارتفاع آن در نواحي مساعد به ۱۰ متر مي‌رسد. اين درختچه معمولاً در كنار جاده‌ها و حاشيه جنگل‌ها و در نواحي مرطوب و سايه‌دار مي‌رويد.

محتويات

    ۱ كليات گياه‌شناسي
    ۲ تركيبات شيميايي
    ۳ خواص داروئي
    ۴ مضرات
    ۵ منابع

كليات گياه‌شناسي

آقطي سياه از زمانهاي قديم مورد مصرف مردم بوده و از آن براي رفع امراض مختلف مانند دفع بلغم و صفرا استفاده مي‌كرده‌اند. برگ‌هاي آن سبز رنگ، بيضوي، دندانه دار، بيدره و مركب از ۵ تا ۷ برگچه مي‌باشد. اگر برگ‌ها شكسته و مالش داده شود بوي بدي از آن متصاعد مي‌شود. همه قسمت سبز گياه سمي هستند.

گلهاي آن سفيد و خوشه‌اي است كه در اواخر بهار ظاهر مي‌شود. ميوه آقطي سياه گوشتي، ريز مانند انگور و برنگ آبي سير مي‌باشد. قسمت مورد استفاده اين درختچه گل، برگ و پوست داخلي ساقه آن است. آقطي سياه در ايران در نواحي آذربايجان و همدان مي‌رويد.

نامهاي ديكرآقطي: خمان-سبوقه-خمان كبير-آقطي سياه-تر-دارگن-انكوركولي-خمان صغير-پلم-پلخون-شون و آقطي سرخ مي‌باشد
تركيبات شيميايي

پوست اين درختچه و برگ آن داراي موادي مانند سامبوسين Sambucine سامبو نيگرين Sambunigerine، كولين، سيكوتين Cicutine و مقدر كمي نيترات پتاسيم مي‌باشد. در گلهاي آن الدرين Elderine و مقدر كمي اسانس وجود دارد. ميوه آقطي سياه دراي كريزان تمين Chrysanthemin، مواد قندي، اسانس، صمغ، اسيد والزيانيك و اسيد استيك مي‌باشد.
خواص داروئي

آقطي سياه از نظر طب قديم ايران سرد و خشك است. پوست ثانوي (داخلي) ساقه و ريشه آن از نظر طبي موثرترين قسمت‌هاي اين گياه است.

۱- در درمان رماتيسم و درد مفاصل مؤثر است.

۲- ادرارآور است.

۳- ملين و ضد يبوست مي‌باشد و بهترين دارو براي رفع يبوست در افراد سالخورده و كساني است كه انقباضات روده بزرگ در آنها ضعيف شده‌است.

۴- دم كرده برگهاي خشك شده آن در رفع اسهال مؤثر است.

۵-براي برطرف كردن درد و التيام بواسير، برگهاي تازه اين گياه را له كرده و يا اينكه از آن پماد تهيه كنيد و روي بواسير دردناك بگذاريد.

۶- درمان كننده استسقاء يم باشد و آب اضافي را از بدن و از بين انساج خارج مي‌سازد.

۷- براي از بين بردن خارش بدن، پوست ساقه آنرا در روغن بجوشانيد و سپس آنرا صاف كرده و بگذاريد سرد شود. اين روغن را روي قسمت‌هايي كه خارش دارد بزنيد.

۸- براي جوشخوردن استخوان و مداواي شكستگي استخوان، از دم كرده ريشه اين درختچه استفاده كنيد.

۹- دم كرده گلهاي خشك شده آقطي سياه درمان كننده گريپ، سرما خوردگي، بيمارياي دستگاه تنفسي و نقرس مي‌باشد.

۱۰- جوشانده گلهاي خشك شده اين گياه براي معالجه برونشيت و ذات الجنب مفيد است.

۱۱- بخور گلهاي آقطي سياه براي درمان بيمارياي سل مفيد بوده و اخلاط چسبناك را از گلو خارج مي‌سازد.

۱۲- بيماريهاي كليه و مجاري ادرار را درمان مي‌كند.

۱۳- سنگ كليه را خارج مي‌سازد.

۱۴- شيرمادران شيرده را زياد مي‌كند.

۱۵- در درمان بيماريهاي صرع مفيد است.

۱۶- جوشانده گلهاي خشك شده آقطي سياه را بصورت كمپرس روي زخم‌هاي اگزما بگذاريد اثر مطلوب خواهد داشت.

۱۷- خوردن ميوه آقطي سياه ماليده آن به سر باعث سياه شدن مو و تقويت مو مي‌شود.

۱۸- جوشانده گلهاي آقطي سياه را روي سوختگي‌ها بگذاريد و كمپرس كنيد ف اثر شفابخش درد.

۱۹- براي از بين بردن ورم چشم مي‌توان چشم را با جوشانده گلهاي اين گياه شستشو داد.

۲۰- جوشانده برك اين درخت آفت درختان و سبزيجات را از بين مي‌برد.

۲۱- اگر پوست حساس دريد براي شستن صورت يا پاك مدرن آرايش از دم كرده آقطي سياه استفاده كنيد.

۲۲- براي شادابي پوست صورت از بين بردن لكه‌ها و كك و مك مي‌توان از ماسك زير استفاده كدر:

گلهاي خشك شده آقطي سياه را دم كنيد و مقدري پودر باقلاي خشك را در ظرفي بريزيد سپس دم كرده آقطي سياه را روي آن ريخته و خميري تهيه كنيد. اين خمير را بصورت ماسك روي صورت بگذاريد و پس از يك ربع ساعت بجوشانيد اين ماسك را هر روزه روي پوست خود بگذاريد تا صورت را جوان و شاداب كند.

طرز استفاده: ۱) جوشانده: مقدر ۶۰ گرم پوست ساقه، برگ و يا ميوه اين درختچه را در يك ليتر آب ريخته و بگذاريد آهسته بجوشد تا حجم آن به نصف برسد. سپس آنرا صاف كنيد.

۲) شراب آقطي سياه: ۱۵۰ گرم پوست ساقه يا ريشه اين گياه را در يك ليتر آب شراب سفيد ريخته وبگذاريد بمدت ۱۵ روز بماند البته هر روز آنرا هم بزنيد. پس از اينمدت آنرا صاف كرده و در شيشه دربست نگهدري كنيد. مقدر مصرف اين شراب يك قاشق سوپخوري و سه بار در روز است.

۳) سركه آقطي سياه: ۱۰–۲۰ گرم برگهاي خشك شده اين درختچه را در يك ليتر سركه ريخته و بگذاريد تا مدت دو هفته بماند و هر روز آنرا بهم بزنيد. پس از اين مدت آنرا صاف كرده و در شيشه دبست نگهدري كنيد. مقدر مصرف اين شراب سوپخوري و سه بار در روز است.

۴) دم كرده آقطي سياه: مقدر ۱۰۰ گرم گل خشك شده اين درختچه را در يك ليتر آبجوش ريخته و بمدت ۱۰ دقيقه دم كنيد. از اين دم كرده يم توانيد براي شستشوي زخم‌ها استفاده كنيد.

۵) شيره يا آب ميوه: ميوه‌هاي رسيده آقطي سياه را فشار داده تا شيره آن خارج شود. مقدر مصرف اين شيره يك قاشق چايخوري مخلوط در يك ليوان آب مي‌باشد.

۶) شراب آقطي سياه: آب ميوه را گرفته و با هم وزن آن قند مخلوط كنيد. سپس اين مخلوط را بجوشانيد ا شربت غليظي بدست آيد.

مقدر مصرف اين شربت يك قاشق غذا خوري قبل از هر غذا است
مضرات

استفاده زياد از آقطي سياه ممكن است باعث تهوع و همچنين ورم رودهها شود.

آقطي سياه سرد است و بنابراين افراد سرد مزاج حتماً بايد آنرا با عسل بخورند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۲:۳۷ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

پادزهر

بز كوهي (سرده)
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
بز كوهي (سرده)
سن: ۲٫۶ تا ۰ ميليون سال پيش
PreЄ
Є
O
S
D
C
P
T
J
K
Pg
N

پليستوسن - Recent
كل‌وبز (سرده)، Capra
طبقه‌بندي علمي
فرمانرو:     جانوران
شاخه:     طنابداران
رده:     پستانداران
راسته:     جفت‌سم‌سانان
تيره:     گاوان
سرده:     Capra
كل‌وبز
كل‌وبز با استتار عالي در اراضي روستاي عمارت منطقه ارسباران. براي مشاهده تصوير را در ابعاد بزرگ ببينيد.

بز كوهي بصورت دسته‌هاي كوچك در كوهستان‌ها زندگي مي‌كند.

در كوه‌هاي ايران از اين حيوان بسيار ديده مي‌شود. در كوهستانهاي آسياي كوچك و كوه‌هاي هيماليا و هندوكش فراوان است و توسط شكارچيان شكار مي‌شود.

محتويات

    ۱ ويژگي‌هاي ظاهري
    ۲ پراكندگي جهاني
    ۳ زيرگونه‌ها
    ۴ چگونگي زندگي
    ۵ جفت‌گيري و زاد و ولد
    ۶ منابع

ويژگي‌هاي ظاهري

موهاي بدن بطور كلي زبر و كوتاه هستند و در نرها در پايين چانه دسته‌اي از موهاي بلند ريش مانند روئيده‌است. همچنين در پشت بدن در طول خط طولي تيره پشت از شانه تا حدود دم موها بلند شده و به صورت تيغه‌اي درآمده‌اند. دم كوتاه است و طول آن با موهاي انتهايي كمي بيشتر از طول گوش است. پاها قوي و سم نسبتاً پهن است. ماده‌ها بدون ريش هستند و شاخ در آنها كوتاه است و طول آن معمولاً كمتر از ۲۰ سانتيمتر است. نرها شاخ بلند و زيبايي دارند كه مانند شمشير خميده به طرف عقب متمايل شده‌اند. قاعده شاخها در روي جمجمه خيلي بهم نزديك شده‌اند ولي بقيه شاخ به تدريج از هم دور شده و در نوك كاملاً از هم فاصل بيشتري پيدا مي‌كنند.

رنگ بدن در پايين گونه‌ها و پهلوهاي گردن و پهلوهاي بدن نخودي خاكستري كه در روي رانها و پاهاي جلو تيره‌تر متمايل به قهوه‌اي مي‌شود. ريش بلند و سياهرنگ و يك خط قهوه‌اي تيره رنگ در خط مياني پشت در عقب سرازبين گوش‌ها تا نزديك دم وجود دارد و همچنين نوار عرضي تيره‌اي به همين رنگ در روي شانه به طرف پهلوها و پايين سينه ادامه دارد. پوزه در بالاي سوراخ‌هاي بيني خاكستري تيره و پيشاني قهوه‌اي روشن كه در جلوي قاعده شاخ‌ها تيره مي‌شود. جمجمه حجيم و از استخوانهاي ضخيم تشكيل شده و پهناي آن در ناحيه برجستگيهاي حدقه خيلي زياد و پوزه برعكس دراز و باريك است. استخوان‌هاي بيني كوتاه است.
پراكندگي جهاني

يونان، تركيه، شبه جزيره عربستان، قفقاز، ايران، پاكستان، هند و افغانستان محل زندگي بزهاي كوهي مي‌باشد.
زيرگونه‌ها

كل‌وبز در دنيا شامل ۹ گونه زير است:

    بز كوهي اسپانيايي (به انگليسي: Spanish ibex): خود داراي چهار گونه است:۱-C. p. pyrenaica 2-C. p. lusitanica 3-C. p. hispanica 4-C. p. victoriae
    بز كوهي آلپ (به انگليسي: Alpine ibex): اين گونه در ارتفاعات آلپ اروپا زندگي كرده واز بستگان نزديك بز كوهي اسپانيائي و حبشه‌اي مي‌باشد. اين گونه در شيبهاي تند و اراضي خشن در ارتفاع ۲۰۰۰ تا۴۶۰۰ متري زيست مي‌كند.
    بز كوهي نوبيا (به انگليسي: Nubian ibex): اين گونه در اسرائيل، عربستان، اردن، مصر، يمن و سودان ديده مي‌شود. بعضي‌ها اين گونه را يكي از زيرگونه‌هاي بز كوهي آلپي معرفي كرده‌اند و بعضي آنرا يك گونه مجزا مي‌دانند. رنگ اين گونه نسبت به سايرگونه‌ها روشن‌تر و زيرشكمش سفيد است. احتمالاً برخي گونه‌هاي بز كوهي درايران از اين گونه باشند.
    بز كوهي سيبري (به انگليسي: Siberian ibex): اين گونه كه بز معمولي نيز شهرت دارد در مركز و شمال آسيا ديده مي‌شود. بزكوهي سيبري از بزرگترين و سنگين‌ترين بزها بوده كه جثه‌اش ۱۱۰ سانتي‌متر طول و۱۳۰ كيلوگرم وزن مي‌رسد.
    بز كوهي واليا (به انگليسي: Wallia ibex): اين گونه درمعرض انقراض بوده و تنها ۵۰۰ رأس از آن در ارتفاعات اتيوپي وجوددارد.
    بز قفقاز غربي (به انگليسي: West Caucasian tur): درنيمه غربي كوه‌هاي قفقاز ديده مي‌شود. طول آن به ۱ متر و وزنش به ۶۵ كيلوگرم بالغ مي‌شود. داراي روتنهٔ خرمائي، زير شكمي زرد و پاهايي تيره است.
    بز قفقاز شرقي (به انگليسي: East Caucasian tur): درارتفاعات نيمه شرقي كوه‌هاي قفقاز ديده مي‌شود. گونه‌اي بزرگ ولي بدني باريك و پاهاي كوتاهي دارند. در زمستان روتنهٔ خرمائي تيره و در تابستان خرمائي روشن دارند. درنواحي از ارتفاع ۸۰۰ تا ۴۰۰۰ متر ديده مي‌شوند.
    كل‌وبز (به انگليسي: Wild goat): اين گونه از گسترده‌ترين گونه‌هاست كه دراكثر مناطق كوهستاني ايران ديده مي‌شود. پراكنش اين گونه در آسياي صغير، خاورميانه، اروپا و آسياي ميانه است.
    مارخور (به انگليسي: Markhor): اين بز يكي از بزرگترين بزها است كه در شمال شرقي افغانستان، شمال و مركز پاكستان و قسمتهائي ازهند، جنوب تاجيكستان وازبكستان ديده مي‌شود. اين گونه در معرض انقراض بوده وحيوان ملي پاكستان مي‌باشد. شمار آن‌ها كم‌تر از ۲٬۵۰۰ رأس است.[۱]

چگونگي زندگي

بز كوهي معمولاً به صورت دسته جمعي زندگي مي‌كنند. بيشتر گله‌هاي ده تا بيست راسي تشكيل مي‌دهند؛ ولي گاهي گله‌هاي بزرگ بيش از ۷۰ راس از آنها ديده مي‌شود. معمولاً گله به‌وسيله يك نر مسن و قوي رهبري مي‌شود. گاهي نرهاي جوان گله‌هاي جداگانه تشكيل مي‌دهند. از گياهان كوهستاني و جوانه درختچه‌ها و درختها تغذيه مي‌كنند. بيشتر ارتفاعات زياد را ترجيح مي‌دهند ولي ممكن است تا كوهپايه پايين بيايند. از توانايي زياد براي براي جست و خيز و دويدن روي صخره‌ها و پرتگاه‌ها برخوردارند. معمولاً در صبح زود و عصرها مي‌چرند و ساعات گرم روز را در سايه سنگها و صخره‌ها و بوته‌ها مي‌خوابند.
جفت‌گيري و زاد و ولد

در پاييز جفت‌گيري مي‌كنند و دوران آبستني آنها ۵ تا ۵٫۵ ماه است. هنگام جفت‌گيري ميان نرها نزاع مي‌شود. نرهاي مسن و قوي نرهاي ضعيف و جوان را از گله رانده و با چند ماده جفت‌گيري مي‌كنند. زايش در بهار صورت مي‌گيرد. بچه‌ها يكي و گاهي دوقلو هستند. بچه‌ها چند ساعت بعد از تولد به دنبال مادرشان راه مي‌افتند و پس از چند روز مي‌توانند به سرعت بدوند.

در داخل معده كل‌وبز جسم سختي وجود دارد كه به پادزهر معروف است كه در قديم براي درمان مارگزيدگي و بعضي بيماريها بكار برده مي‌شده‌است.
منابع

    p=1174 مرجع حيات وحش ايران

    منيف، دكتر موسي سعيد، عالم الحيوان وغرائـِبهُ، دار عزالدين للطباعة والنشر، بيروت، چاپ سوم سال ۱۹۹۳ ميلادي (به عربي).
    الجاحظ، أبي عثمان عَّمر، بن بحر، كتاب الحيوان، جلد سوم، دار احياء التراث العربي، چاپ بيست وششم، بيروت، لبنان، انتشار سال ۱۹۵۰ ميلادي (به عربي).
 
ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۲:۰۲ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

آبشار

آبي‌بيگلو
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
آبي‌بيگلو
كشور      ايران
استان     اردبيل
شهرستان     نمين
بخش     ويلكيج
سال شهرشدن     ۱۳۷۷
مردم
جمعيت     ۵۹۹۹[۱]
جغرافياي طبيعي
ارتفاع از سطح دريا     ۱۳۱۸ متر
آبي‌بيگلو بر ايران واقع شده‌است
آبي‌بيگلو
روي نقشه ايران
۳۸.۲۷۱۱° شمالي ۴۸.۵۶۹۲° شرقيمختصات: ۳۸.۲۷۱۱° شمالي ۴۸.۵۶۹۲° شرقي

آبي‌بيگلو[۲] شهري است در بخش ويلكيج شهرستان نمين استان اردبيل ايران.[۳] اين شهر مركز بخش ويلكيجِ است.

محتويات

    ۱ موقعيت
    ۲ مردمشناسي
    ۳ طبيعت
    ۴ پيشينه تاريخي
    ۵ منابع
    ۶ پيوند به بيرون

موقعيت

اين شهر در ۲۰ كيلومتري اردبيل واقع شده‌است و از لحاظ موقعيت مي‌توان گفت بين سه ضلع مثلث شهري اردبيل، نمين وآستارا قرار دارد. جنگل فندق‌لو در حاشيه غربي اين شهر قرار گرفته كه براي گردشگران محيط جذابي است. در يك كيلومتري اين شهر يكي از انشعابات رودخانه آجي چاي وجود دارد كه رودخانه‌اي فصلي مي‌باشد.

آبي‌بيگلو از شمال به روستاهاي مهدي پستي و دورجين و دگرماندرق و سعيدآباد مشرف گشته و از طرف جنوب شرقي به روستاي محمودآباد و از جنوب غربي به روستاي آغبلاق مصطفي خان متصل شده و از مشرق به روستاي آلاديزگه و در امتداد آن به جنگل فندق لو مشرف مي‌گردد، همچنين اين شهر از مغرب نيز به قريه تازه كند لقمان آباد منتهي مي‌شود. آبي بيگلو در سال ۱۳۷۷ خورشيدي از روستا به شهر ارتقاء يافت.
مردمشناسي

زبان شهروندان آبي بيگلو تركي است و به دين اسلام گرايش داشته و شيعه مي‌باشند.

طبق سرشماري نفوس مسكن در سال ۱۳۹۰، اين شهر ۵۹۹۹ نفر جمعيت دارد.
طبيعت

آب و هواي آبي بيگلو سرد مرطوب بوده و به دليل نزديكي به جنگل حيران اغلب پوشيده از مه غليظ مي‌باشد كه در اصطلاح محلي به آن «شِه» مي‌گويند. هواي اواخر بهار و اوايل تابستان بسيار دلنشين بوده و جنگل تفريحي آن مملو از مسافراني از تمامي نقاط استان اردبيل است. در زمستان معمولاً بارش برف نسبت به مركز استان در اين ناحيه زياد اتفاق مي‌افتد.

به دليل اينكه شهر آبي بيگلو در سطح همواري واقع شده و نيز اكثر مردم آن در حرفه‌هاي مختلف ساختمان و معماري مشغول بوده و همچنين ساخت و ساز در شهر گسترش يافته، با اين تفاسير و با توجه به پتانسيل منطقه، آينده با شكوهي براي اهالي آبي بيگلو پيش بيني شده و روز به روز شهر آبي بيگلو در حال پيشرفت و ترقي است.
پيشينه تاريخي

بر اساس نظرات مختلف تاريخ اوليه پيدايش اين منطقه را حدوداً به۸۰۰سال پيش عنوان مي‌كنند كه در ابتدا بروي تپه‌اي مرتفع (البته در آن زمان) به دليل مشرف بودن بر منطقه اطراف شكل گرفته‌است.

در كتاب تاريخ اردبيل و دانشمندان آمده‌است: ” طبق سندهاي قديمي ۷۰۰ سال پيش، چند نفر از اهالي آبي بيگلو كوچ كرده و آن ده (آلاديزگه) را آباد نموده‌اند و اين ده در ۲۲ كيلومتري خاور اردبيل واقع شده “۱و در نزديكي شهر آبي بيگلو قرار دارد. مطلب فوق اين مسئله را به اثبات مي‌رساند كه آبي بيگلو بيش از ۷ قرن قدمت داشته‌است و اهالي آن بانيان ديگر آباديها بوده‌اند.

اين شهر فاصله‌اي حدوداً يك كيلومتري با دو رودخانه مهم قره سو و سقزچي كه در دو جهت مخالف روستا واقع شده، قرار دارند. همچنين آبي بيگلو فاصله‌اي در حدود ۲ كيلومتر با جنگل فندق لو كه يكي از طبيعت‌هاي بسيار زيبا و بكر استان اردبيل بلكه ايران است، دارا مي‌باشد كه در گذشته، زندگي اوليه روستائيان از طريق همين جنگل و رودخانه و كشاورزي تأمين مي‌شده‌است. عمده مردم روستا در قديم به كشاورزي و دامداري مشغول بوده‌اند؛ ولي رفته رفته چهره روستا به شهر تبديل شده و در حال حاضر داراي بخشداري و شهرداري و چندين اداره مختلف مي‌باشد.

شهرآبي بيگلو از سه محله اصلي بنام «اودولوي»، «خانلاري» و «پريم جوجه» تشكيل شده كه محله خانلاري حدوداً ۳ برابر محله اودولوي و پريم جوجه وسعت و جمعيت دارد. در حال حاضر عمده مردم آن به شغل‌هايي مانند سنگ كاري نماي ساختمانها و آرماتوربندي، جوشكاري و ساير مشاغل ساختماني و عده‌اي نيز در اداره جات مختلف استان شاغل هستند. اين شهر داراي سه مسجد مي‌باشد. مسجد جامع در محله اودولوي، مسجد امام خميني (ره) در محله خانلاري و مسجد وليعصر (عج) در محله پريم جوجه واقع مي‌باشد. همچنين اين شهر داراي يك حسينيه بانوان مي‌باشد.
منابع

«نتايج سرشماري سال ۱۳۹۰». مركز آمار ايران، ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲. بازبيني‌شده در ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲.
تابلوي ورودي شهر به شهر سرسبز آبي‌بيگلو خوش آمديد وبگاه آبي‌بيگلو

    مرجع شهرهاي ايران وزارت كشور بازبيني ۲۰ اسفند ۱۳۸۸

    كتاب سيماي جامع شهرستان نمين - علي حقي
    اطلس گيتاشناسي استان‌هاي ايران، تهران: ۱۳۸۳ خ.
    تاريخ اردبيل و دانشمندان- جلد ۱- حضرت آيت‌الله مير فخرالدين موسوي ننه كراني- ۱۳۴۷- ص۱۵

پيوند به بيرون
    ويكي‌سفر يك راهنماي سفر براي آبي‌بيگلو دارد.

    وبسايت جامع ويلكيج
    نقشه شهر آبي‌بيگلو

نشان درگاه     درگاه آذربايجان
[نهفتن]

    ن ب و

استان اردبيل
مركز     
اردبيل
    
موقعيت استان اردبيل در ايران.

اردبيل.
شهرستان‌ها     
اردبيل • بيله‌سوار • پارس‌آباد • خلخال • سرعين • كوثر • گرمي • مشگين‌شهر • نمين • نير
شهرها     
آبي‌بيگلو • اردبيل • اصلاندوز • بيله‌سوار • پارس‌آباد • تازه‌كند • تازه‌كند انگوت • جعفرآباد • خلخال • رضي • سرعين • عنبران • فخرآباد • كلور • كوراييم • گرمي • گيوي • لاهرود • مشگين‌شهر • نمين • نير • هشجين • هير
جاي‌هاي ديدني     
آبشار سردابه • آبشار شورشورنه (نمين) • آرامگاه شيخ صفي‌الدين • شهر يئري • بازار اردبيل • پيست اسكي آلوارس • سبلان • درياچه شورابيل • درياچه نئور • قالغانلو • خان‌كندي (گرمي) • سنگ‌نبشه ساساني • غار هفت‌خانه • مجتمع آبدرماني سرعين • موزه مردم‌شناسي اردبيل • جنگل فندقلو • پيست اسكي روي چمن جنگل فندقلوي نمين(اردبيل) • تفرجگاه بولاغلار • شيروان دره‌سي • چشمه آب گرم شابيل • قوتورسويي • منطقه گردشگري كپز • كهنه قلعه • پل معلق مشكين‌شهر • منطقه گردشگري ازناو • روستاي گردشگري كزج • آبشار نره گر • آبشار ديز (خلخال) • اندبيل(خلخال) • حمام سنگي شهر گيوي • آبگرم گيوي


نشان خرد     اين يك مقالهٔ خرد پيرامون يك مكان جغرافيايي است. با گسترش آن به ويكي‌پديا كمك كنيد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۱:۳۱ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

ويليام شكسپير

رزهاي ناميده شده به نام اشخاص
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد

فهرست رقم‌هاي كشاورزي كه به نام شخصيت‌هاي حقيقي و داستاني نام گذاري شده‌اند به شرح زير است:

محتويات

    ۱ شخصيت‌هاي ايران
    ۲ شخصيت‌هاي ديگر كشورها
    ۳ منابع
    ۴ پيوند به بيرون

شخصيت‌هاي ايران

    داريوش بزرگ (۱۸۲۷ — Laffay, فرانسه)
    فرح پهلوي (۱۹۶۵ — Kordes, آلمان)
    عمر خيام (۱۸۹۳)

شخصيت‌هاي ديگر كشورها

    آبراهام لينكلن
    هاجر
    آگاتا كريستي

آلبرشت دورر

    آلبرشت دورر
    الكساندر دوما (پدر)
    آليس هميلتون
    آلفونس دوده
    ولفگانگ آمادئوس موتسارت
    آمليا ارهارت
    آن بولين
    آنتيگونه
    آفروديته

آستريد ليندگرن

    آستريد ليندگرن
    آتنا
    آدري هپبورن
    پير آگوست رنوار
    آورورا
    اوسونيوس
    لويي بلريو
    باربارا بوش
    باربارا استرايسند
    بتي بوپ (شخصيت كارتوني)

رز بتي بوپ

    فردريك بارباروسا
    بنجامين بريتن
    پير-ژان دو برانژه

رز پيير دو رونسار

    باب هپ
    بابي چارلتون
    ساندرو بوتيچلي
    بريژيت باردو
    ماري تك
    كاميل پيسارو

كاردينال ريشليو

    كاردينال ريشليو
    كارمن (اپرا)
    كري گرانت
    ژان-ژاك كازانووا دو سنگال
    كاترين دنو
    سرس (اساطير)
    شارلماني
    شارل آزناوور
    شارل دوگل
    چارلز ديكنز
    جفري چاوسر
    چلوريس
    كريستف كلمب
    كريستوفر مارلو
    كلود مونه
    كلوديا كارديناله
    كلئوپاترا هفتم
    كليو (اسطوره)
    كلوتايمنسترا
    كولت
    ژاك‌ايو كوستو
    سوفي سگور
    مادام دو باري

تاج پرنسس مارگارت

    هبه (الهه جواني)
    كريستف كلمب
    سوينين دو سيرانو دو برژراك
    پرنسس دايانا، شاهدخت ولز
    دالي پارتن
    مارتين لوتر
    كاميلا، دوشس كورنوال

ادگار دگا

    ادگار دگا
    ادوارد هفتم پادشاهي متحده
    اليزابت تيلور

اميل نولده

    الويس پريسلي
    اميل نولده
    اميلي كار

ژوزفين بوهارنه

    ژوزفين بوهارنه
    اراتو
    اوا پرون
    فلورانس نايتينگل
    فرانسوا كوپه
    فرانسوا آراگو
    فرانسوا رابله
    فردي مركوري
    فردريك شوپن
    فردريك ميسترال
    فريدريش دوم
    فريتس والتر
    اتو فون بيسمارك
    برادران گريم
    ريچارد ويلشتتر
    پاول فون هيندنبورگ
    جورج ونكوور
    ژيل بلاس
    جينا لولوبريجيدا
    يوهان ولفگانگ گوته
    فرانسيسكو گويا
    جان بانيان
    گي دو موپاسان

گئورگ فريدريش هندل

    هانس كريستيان آندرسن
    گئورگ فريدريش هندل
    هايدي
    هايدي كلوم
    هاينريش هاينه
    هلموت كوهل

هلموت اشميت

    هلموت اشميت
    آنري چهارم

هنري فوندا

    تولوز لوترك
    هانري ماتيس
    هنري فوندا
    هنري فورد
    هنري هودسون
    تنديس هركول
    ادوارد هشتم پادشاهي متحده
    پاول فون هيندنبورگ
    هيپوليتا

انوره دو بالزاك

    هومر
    آبراهام لينكلن
    انوره دو بالزاك
    يونو
    ژوزفين بوهارنه
    اينديرا گاندي
    اينگريد برگمن
    جان جيمز اودوبان
    درد بيهوده عشق
    ژاك كارتيه
    جيمز گال‌وي
    ژان ژيونو
    ژان دارك
    جيمي گريوس
    يوهان اشتراوس (پسر)
    يوهانس راو

جان كابوت

    جان كابوت
    جان كلر
    جان اف. كندي
    يوسف
    ژوزفين بوهارنه
    جودي گارلند
    جولي اندروز
    يونو
    فرانتس يوزف يكم
    ويلهلم يكم ، امپراتور آلمان
    ويلهلم دوم
    فرح پهلوي
    كاتلين فرير
    كلئوپاترا هفتم
    بئاتريكس هلند
    مارگريت دوم دانمارك
    كنراد آدناور
    ويكتوريا، وليعهد سوئد
    پنلوپه
    لئاندر

لئوناردو داوينچي

    لدا
    لئوناردو داوينچي
    لئوپولد فون زاخر-مازوخ
    گوتهولد افرايم لسينگ
    ليو تايلر
    لويي دو فرونتناك
    لوئي دوفونس
    لوئي فيليپ
    شهردار كاستربريج (كتاب)
    سلنه
    مادام پمپادور
    ادمون روستان

ماريا كالاس

    مارسل پايينول
    ماركو پولو
    ماري آنتوانت

ماري كوري

    ماري كوري
    ماري فرانسوا سعدي كارنو
    ماري لوئيز (دوشس پارما)
    ماري اول انگلستان
    مريلين مونرو
    مارلنه ديتريش
    مريم مجدليه
    ماري يكم اسكاتلند
    شهردار كاستربريج (كتاب)
    ميكل آنژ
    مينرو
    آبراهام لينكلن
    موكتزوماي دوم
    ولفگانگ آمادئوس موتسارت
    آبراهام لينكلن
    النور روزولت
    ناپلئون بناپارت
    آيزاك نيوتن
    نيكولو پاگانيني
    نيوبه
    اليويا نيوتن جان
    اتو فون بيسمارك
    نيكولو پاگانيني
    پل سزان
    پل مك‌كارتني
    پله (بازيكن فوتبال)
    جيواني باتيستا پرگولزي
    پابلو پيكاسو
    پير آگوست رنوار
    پيوس نهم
    مادام پمپادور
    ژان پل دوم
    هربرت هوور

رز يادبود پرنس موناكو

    رز يادبود پرنس موناكو (همسر گريس كلي)

پرنسس موناكو

    پرنسس موناكو

پرنسس ولز

    پرنسس دايانا، شاهدخت ولز
    پسوخه و كوپيدو
    جاكومو پوچيني
    پيوتر ايليچ چايكوفسكي
    اليزابت اول انگلستان

اليزابت دوم

    اليزابت دوم
    پرنسس مارگريت (خواهر اليزابت دوم)
    نفرتيتي
    سيلوياي سوئد
    ويكتورياي پادشاهي متحده
    فرانسوا رابله
    رافائل
    موريس راول
    ريبا مك‌اينتاير
    پاول فون هيندنبورگ
    رامبرانت
    ريشارد واگنر
    رابين‌هود
    آگوست رودن
    رونالد ريگان
    تئودور روزولت
    شاهزاده ويليام، دوك كمبريج
    پتر پل روبنس
    فريدريش روكرت
    جان راسكين
    آنتوان دو سنت‌اگزوپري
    ساموئل دو شاپلن
    ساموئل پيپس
    سانتا ترسا
    سافو

سلطان قابوس

    سلطان قابوس
    فريدريش شيلر
    سفيدبرفي و هفت كوتوله
    ژان سيبليوس
    ادوارد الگار
    والتر رالي
    وينستون چرچيل
    مارسل پروست
    ويكتور هوگو
    ماري فرانسوا سعدي كارنو
    آبراهام لينكلن
    حنا (مادر مريم)
    كريستوفر قديس
    يوحنا
    نيكلاس قديس
    سنت پاتريك
    اشتفي گراف
    پيوتر ايليچ چايكوفسكي
    پل مك‌كارتني
    ثور (اساطير)
    تينكربل
    تينو رسي
    تيتيان
    تولوز لوترك

ويليام بافن

    ويليام بافن
    ترويلوس
    اووه زلر
    ونسان ون گوگ
    ونوس
    جوزپه وردي
    ويكتور هوگو
    ويليام سوم انگلستان
    ويليام موريس
    ويليام شكسپير
    زنوبيا

منابع

    

مشاركت‌كنندگان ويكي‌پديا، «List of rose cultivars named after people»، ويكي‌پدياي انگليسي، دانشنامهٔ آزاد (بازيابي در ۲۸ مه ۲۰۱۱).

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۱:۰۸ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

آثار تاريخي

جمعيت شهرستان آستارا بر اساس سرشماري سال ۱۳۵۵ خورشيدي، ۳۵٬۹۴۵ نفر بوده و طبق برآورد سال ۱۳۶۳ خورشيدي، به ۴۳٬۸۶۴ نفر رسيده و بر اساس سرشماري ۱۳۸۵ جمعيت شهرستان ۸۱٬۲۳۴ نفر بوده است. طبق آخرين آمار براساس سرشماري سال ۱۳۹۵ شهرستان آستارا داراي جمعيت ۹۱٬۲۵۷ نفر و ۲۸٬۷۴۲ خانوار است.[۷۰]
سال     ۱۳۶۵     ۱۳۷۰     ۱۳۷۵     ۱۳۸۵     ۱۳۹۰
جمعيت شهري     ۲۴٬۲۸۹     ۲۷٬۱۹۴     ۳۰٬۶۶۶     ۴۰٬۶۶۴[۷۱]     ۴۸٬۴۷۰[۷۲]
زبان
نوشتار(هاي) وابسته: تالشان ايران و زبان تركي

زبان اصلي مردم آستارا آذري است و اكثريت اهالي به اين زبان تكلم مي‌كنند.[۵۵][۷۳] عده‌اي از مردم نيز به زبان تالشي صحبت مي‌كنند.[۵۵][۷۴]
[نشان]     اين بخش نيازمند گسترش است.
تفاوت اَداي برخي واژگان تركي با لهجه‌ٔ آستارايي     تركي     فارسي
ايئگيرمي     ايئرمي     بيست
دوگي     دوئي     برنج
تفاوت نوشتاري برخي واژگان تركي با لهجه‌ٔ آستارايي     تركي     فارسي
چؤل     اِشيك     بيرون
دَهَنز     دَنيز     دريا
مقايسه تالشي آستارايي-رضوان‌شهري با زبان فارسي[۷۵] تالشي با لهجهٔ آستارايي     تالشي با لهجهٔ رضوان‌شهري     فارسي
az     az     من
huni     xony     چشمه
bua     berā     برادر
ov     āv     آب
محلات
[نمايش]

    ن ب و

محله‌هاي آستارا
سرشناسان
صفحه اصلي: الگو:اهالي آستارا

از شخصيت‌هاي علمي شهر آستارا مي‌توان از پژوهشگر زبان تركي آذربايجاني بهزاد بهزادي نام برد. پايان رأفت از ورزشكاران بنام آستارا است كه سابقه پوشيدن تيم فوتبال پرسپوليس تهران را در كارنامه ورزشي خود دارد. سروش خليلي، طوفان عطايي و منصور بني مجيدي از هنرمندان اهل آستارا هستند. فريدون ابراهيمي دادستان كل حكومت خودمختار آذربايجان و ابراهيم نبوي نويسنده، فعال سياسي دوره جمهوري اسلامي نيز اهل آستارا هستند. اكبر اكسير شاعر و طنزپرداز معاصر و مبتكر سبك شعر فرانو از دبيران بازنشسته آستارايي مي‌باشد. درياسالار ميركمال‌الدين ميرحبيب‌اللهي فرمانده نيروي دريايي ارتش ايران در سال‌هاي ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ نيز از خانواده‌هاي اصيل آستارايي مي‌باشد.

پروفسور مصطفي عسكريان متولد شهر آستارا در سال 27/4/1318 مي باشد.ايشان تا سال پنجم دبيرستان در مدرسه حكيم نظامي درس خواندند.هم اكنون استاد تمام رشته مديريت آموزشي در دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي هستند.
دين

به جهت اينكه جمعيت غالب در آستارا را مردمان آذري تشكيل مي‌دهند،اسلام و شيعه اثني عشري و اقليت سنيشافعي دين و مذهب مردمان آستارا به شمار مي‌رود. مردم اين شهر به ائمه معصومين ارادت خاصي داشته و همزمان با شيعيان سراسر جهان طبق يك رسم ديرينه در روز بزرگداشت مقام و منزلت معصومين، دسته‌هاي عزادار زنجير زن و سينه زن مساجد، هئيت‌هاي مذهبي، تكايا و حسينيه‌ها اين شهر با خواندن نوحه‌هاي سوگ انگيز به تركي به عزاداري پرداخته و طبق يك سنت ديرينه شب عاشورا را در امامزاده ابراهيم و قاسم به شب زنده داري مي‌پردازند.[۷۶] آيين طشت گذاري نيز از مهمترين و ريشه دارترين سنت‌هاي اين منطقه ترك زبان استان گيلان است.[۷۷]
مساجد

مساجد آستارا به صورت زير در گذر زمان تعبيه شده‌اند، با توجه به منابع قديمي‌ترين مسجد؛ مسجد ميرزا يا همان سيدلر تكيه‌سي بوده كه هم‌اكنون بناي قديمي مسجد نوسازي شده‌است. با اين حال دومين مسجد قديمي شهر، مسجد جامع آستارا مي‌باشد كه در كنار مصلاي شهر واقع شده است.[۱]

    مسجد ميرزا "سيدلر تكيه‌سي" (۱۲۵۰ هـ. قمري)
    مسجد جامع (۱۲۸۲ هـ. قمري)
    مسجد علي بن ابي‌طالب "گيلكلر" (۱۳۱۹ هـ. قمري)
    مسجد غربا "تركلر" (۲۹–۱۳۲۸ هـ. قمري)
    مسجد عباسيه (۱۳۳۰ هـ. قمري)
    مسجد آبروان (۱۲۹۱ هـ. شمسي)
    مسجد آبكنار "جعفرصادق" (۲۹–۱۳۲۸ هـ. شمسي)
    مسجد حسينيه (۳۷–۱۳۳۶ هـ. قمري)
    مسجد صاحب الزمان (۴۷–۱۳۴۶ هـ. شمسي)
    مسجد امام سجاد(ع) پس از انقلاب اسلامي
    مسجد محمدرسول‌الله پس از انقلاب اسلامي
    مسجد فاطمه زهرا(س) پس از انقلاب اسلامي
    خيمه‌گاه حضرت ابوالفضل پس از انقلاب اسلامي

گردشگري

آستارا با داشتن جاذبه‌هاي گردشگري متعدد در تمامي فصول سال ميزبان تعداد زيادي از مسافرين ايراني و گردشگران خارجي به خصوص از حوزه قفقاز مي‌باشد. منطقه نمونه گردشگري حيران، ساحل صدف، طرح شناگاه سفير اميد و نيز بازارچه ساحلي، چشمه آبگرم 'كوته كومه' و علي داشي در گيلده، تالاب استيل، پناهگاه حيات وحش لوندويل و... كه باعث شده است سالانه در حدود شش ميليون نفر از ايرانيان و بالغ بر ششصدهزار نفر از كشورهاي خارجي از اين شهر ديدن كنند.[۷۸]
اماكن گردشگري
نوشتار اصلي: گردشگري در آستارا
چشم‌اندازي از تالاب استيل
سراسرنمايي از تالاب استيل، آستارا

    آبشار لاتون
    تله كابين حيران
    گردنه حيران
    پناهگاه حيات وحش لوندويل
    باغ پرندگان آستارا
    كوته كومه
    تالاب استيل
    آستاراچاي
    پارك جنگلي بي‌بي يانلو
    ساحل صدف
    باغ ملي
    باغ چاي عباس‌آباد
    بهشت كاكتوس‌ها
    كوه اسپيناس
    ساحل شريعتي
    آسيو شوان (آسياب آبي)
    چشمه آب گرم علي داشي
    پيست كارتينگ حيران
    سورتمه (حيران)

    چشم‌اندازي از طبيعت حومهٔ آستارا.

    خانه‌هايي با بام‌هاي سفالين در كنار مرداب آستارا

    تالاب استيل

    خانه‌اي روستايي در آستارا

    آبشارلاتون

    مسير كوهستاني بهارستان

اماكن تاريخي

    قلعه شيندان
    قلعه تك آغاج
    بقعه پيرقطب الدين
    بقعه شيخ تاج‌الدين محمود خيوي
    بقعه سيدمحمد دوست
    امامزاده ابراهيم و قاسم
    دبيرستان حكيم نظامي
    كتابخانه عمومي شماره يك آستارا
    مدرسه شهيدمدني (به نام پيشين: مدرسه داريوش)
    مدرسه سنايي سيبلي
    طرق مظفري

آثار تاريخي
اكنون قديمي‌ترين بناي منطقه متعلق به دوره ايلخاني بوده و تعداد ديگر از آثار دوران صفويه و قاجاريه اين بناي كهن را همراهي مي‌كنند. شايان ذكر است كه بناها و آثار دوران اسلامي منطقه شهرستان آستارا اكثراً شامل قبور قديمي و بقاع و آرامگاه‌هايي هستند كه در دامنه كوه‌ها و جنگل‌ها به صورت متروك و برخي بدون تاريخ و بنا واقع شده‌اند و از لحاظ فيزيكي وضعيت مناسبي ندارند

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آژانس هواپيمايي | ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۳۰:۳۷ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |